محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب الاحتجاج» ثبت شده است


مفاخره امیر المومنین علیه السلام بر عرب


شیخ طبرسی رضوان الله علیه روایت کرده است:


قال سليم بن قيس: حدثني سلمان والمقداد، وحدثنيه بعد ذلك أبو ذر، ثم سمعته من علي بن أبي طالب عليه السلام، قالوا: إن رجلا فاخر علي بن أبي طالب عليه السلام فقال رسول الله لما سمع به لعلي بن أبي طالب: فاخر العرب وأنت أكرمهم ابن عما، وأكرمهم صهرا، وأكرمهم زوجة، وأكرمهمولدا، وأكرمهم أخا، وأكرمهم عما، وأعظمهم حلما، وأكثرهم علما، وأقدمهم سلما، وأعظمهم غنا بنفسك ومالك، وأقرأهم بكتاب الله، وأعلمهم بسنتي، وأشجعهم لقاء، وأجودهم كفا، وأزهدهم في الدنيا، وأشدهم اجتهادا، وأحسنهم خلقا، وأصدقهم لسانا، وأحبهم إلى الله وإلي، وستبقى بعدي ثلاثين سنة تعبد الله وتصبر على ظلم قريش لك، ثم تجاهدهم في سبيل الله إذا وجدت أعوانا، فتقاتل على تأويل القرآن كما قاتلت معي على تنزيله، ثم تقتل شهيدا تخضب لحيتك من دم رأسك، قاتلك يعدل عاقر الناقة في البغض إلى الله والبعد منه.


سلیم بن قیس هلالی رضوان الله علیه گفت: سلمان و مقداد و سپس ابی ذر رضوان الله علیهم برایم نقل نمودند، سپس خود حضرت امير المومنین علیه السلام همان را به من فرمودند که: مردی در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله با امیر المومنین به مفاخره پرداخت و چون پیامبر این را شنید روی به امیر المومنین عمل کرده و فرمود: تو نیز بر عرب مفاخره کن که من از هر لحاظ از شما گرامی‌ترم زیرا: پسر عمویم پیامبر است و داماد اویم، و همسرم فاطمه علیها السلام است و فرزندانم حسن وحسین علیهما السلام می‌باشند، جعفر طیار علیه السلام بهترین برادر و مایه افتخار است و نیز عمویم حمزه علیه السلام سید الشهدا است، و نیز بر كل عرب مفاخره کن که از همه ایشان در حلم گرامی‌تر و در علم وسیع‌تر و در اسلام قدیمی‌تری، و از تمام عرب در بذل جان ومال بی‌ریاتری، و تو سرآمد قاریان قرآن، و عاملان به سنت من هستی، تو در کارزار و رویارویی با دشمن شجاع‌تری، تو از همه بخشنده‌تری ، و در سرای دنیا از همه زاهدتری، و از نظر اجتهاد در دین از همه پابرجاتری، تو از همه خوش اخلاق‌تر و از همه راستگوتر و از همه نزد خداوند متعال و من محبوب‌تر هستی، تو پس از من سی سال خدا را پرستش می‌کنی و بر ظلم وستم قریش صبر اختیار می‌کنی، و چون قدرت می‌گیری با آنان در راه خدا به جهاد می‌پردازی، و بر اساس تأویل قرآن با آنان می‌جنگی همچنان که همراه من بر اساس تنزیل قرآن جهاد نمودی، سپس مرگ تو شهادت است، که ریش و محاسنت از خون سرت رنگین شود، و این را بدان که قاتل تو از جهت مبغوض بودن و دوری از حق همچون کشنده ناقه حضرت صالح است.


الاحتجاج، تألیف شیخ طبرسی، جلد ١، صفحه ۲۰۹، چاپ منشورات الشریف الرضی



بحار الانوار، تألیف علامه مجلسی، جلد ۴۰، صفحه ۱، چاپ دار احیاء تراث العربی



  • ۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۱:۴۰
  • خادم المهدی


امیر المومنین علیه السلام صدیق و فاروق و دایر مدار حق


شیخ طبرسی رضوان الله علیه روایت کرده است:


قال سليم بن قيس جلست إلى سلمان وأبي ذر والمقداد فجاء رجل من أهل الكوفة فجلس إليهم مسترشدا فقال له سلمان عليك بكتاب الله فالزمه وعلي بن أبي طالب فإنه مع القرآن لا يفارقه فأنا أشهد أنا سمعنا رسول الله صلى الله عليه وآله يقول إن عليا يدور مع الحق حيث دار وإن عليا هو الصديق والفاروق يفرق بين الحق والباطل . قال فما بال القوم ـ يسمون أبا بكر الصديق وعمر الفاروق؟ قال نحلهما الناس اسم غيرهما كما نحلوهما خلافة رسول الله صلى‌ الله‌ عليه‌ وآله وإمرة المؤمنين لقد أمرنا رسول الله صلى الله عليه وآله وأمرهما معنا فسلمنا جميعا على علي بإمرة المؤمنين.


سلیم بن قیس (رضوان الله علیه) گفت: نزد سلمان و ابی ذر و مقداد (رضوان الله علیهم) نشسته بودم که مردی از اهل کوفه در طلب ارشاد و راهنمایی نزد ایشان نشست، سلمان گفت: بر تو باد به ملازمت کتاب خدا و على بن ابى طالب علیهما السلام، زیرا او با قرآن است و هرگز از آن جدا نمی‌شود، و ما نیز شهادت می‌دهیم که خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدیم که می‌فرمود: «علی دایر مدار حق است هر کجا که حق باشد او نیز با آن است، و به درستی که على، صدیق است، على فاروق است، که میان حق و باطل را تمیز داده و جدا می‌کند». آن مرد گفت: پس چرا مردم به ابو بكر می‌گویند: «صدیق» و به عمر می‌گویند: «فاروق»؟ سلمان گفت: همانطور که خلافت و حکومت را به غیر او بخشیدند و غصب کردند، آن دو لقب را نیز به آن دو پیشکش کردند و برایشان غصب کردند، با اینکه طبق فرمان خود رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما و ایشان همگی امر شدیدم که حکومت و امارت اهل ایمان را به حضرت امیر تسلیم نماییم.


الاحتجاج، تألیف شیخ طبرسی، جلد ١، صفحه ۲۰۹


  • ۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۴۱
  • خادم المهدی

خطبه‌ی امام حسن مجتبی علیه السلام هنگام صلح با معاویه لعنت الله علیه


عن سلیم بن قیس، قال: قام الحسن بن علی بن أبی طالب علیه السلام على المنبر - حین اجتمع مع معاویة - فحمد الله وأثنى علیه، ثم قال: أیها الناس، إن معاویة زعم أنی رأیته للخلافة أهلا ولم أر نفسی لها أهلا، وکذب معاویة. أنا أولى الناس بالناس فی کتاب الله وعلى لسان نبی الله. فأقسم بالله، لو أن الناس بایعونی وأطاعونی ونصرونی لأعطتهم السماء قطرها والأرض برکتها، ولما طمعت فیها یا معاویة. وقد قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «ما ولت أمة أمرها رجلا قط وفیهم من هو أعلم منه إلا لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتى یرجعوا إلى ملة عبدة العجل». وقد ترک بنو إسرائیل هارون واعتکفوا على العجل وهم یعلمون أن هارون خلیفة موسى. وقد ترکت الأمة علیا وقد سمعوا رسول الله صلى الله علیه وآله یقول لعلی علیه السلام: «أنت منی بمنزلة هارون من موسى غیر النبوة فلا نبی بعدی». وقد هرب رسول الله صلى الله علیه وآله من قومه وهو یدعوهم إلى الله حتى فر إلى الغار، ولو وجد علیهم أعوانا ما هرب منهم. ولو وجدت أعوانا ما بایعتک یا معاویة. وقد جعل الله هارون فی سعة حین استضعفوه، وکادوا یقتلونه ولم یجد علیهم أعوانا، وقد جعل الله النبی فی سعة حین فر من قومه لما لم یجد أعوانا علیهم. وکذلک أنا وأبی فی سعة من الله حین ترکتنا الأمة وبایعت غیرنا ولم نجد أعوانا. وإنما هی السنن والأمثال یتبع بعضها بعضا. أیها الناس، إنکم لو التمستم فیما بین المشرق والمغرب لم تجدوا رجلا من ولد النبی غیری وغیر أخی.


سلیم بن قیس هلالی گوید: امام حسن علیه السلام هنگامی که با معاویه اجتماع نمود، برفراز منبر ایستاد و حمد و ثنای الهی به جا آورد و فرمود:


صلح با معاویه دلیل بر حقانیت او نیست

ای مردم، معاویه گمان می‌کند من او را برای خلافت سزاوار دانستم و خود را برای آن اهل ندانستم، و معاویه دروغ می‌گوید. من اختیارم بر مردم از خودشان طبق کتاب خدا و سنت پیامبرش بیشتر است.


اگر امت با امام حق بیعت می‌کردند

به خداوند قسم یاد می‌کنم، اگر مردم با من بیعت می‌کردند و مرا اطاعت می‌کردند و مرا یاری می‌نمودند آسمان قطرات بارانش را و زمین برکتش را به آنان ارزانی می‌داشت، و تو ای معاویه در خلافت طمع نمی‌کردی.


امت امام حق را عمدا رها کردند

این در حالی است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده: «هیچگاه امتی امر خود را به کسی نمی‌سپارند که در بین آنان عالم تر از او باشد مگر آنکه کارشان همچنان رو به پائین می‌رود تا آنجا که به دین گوساله پرستان برسند»! بنی اسرائیل هارون را رها کردند و به گوساله رو آوردند در حالیکه می‌دانستند هارون خلیفه‌ی موسی است. این امت هم علی را رها کردند در حالی که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده بودند که به علی علیه السلام می‌فرمود: «تو نسبت به من به منزله‌ی هارون نسبت به موسی هستی به جز نبوت، که پیامبری بعد از من نیست».


ریشه‌ی صلح امام حسن علیه السلام عذر الهی است

پیامبر صلی الله علیه و آله از شر قوم خود فرار کرد در حالی که آنان را به خدا دعوت می‌کرد تا آنجا که به غار فرار کرد. اگر آن حضرت یارانی بر علیه آنان می‌یافت فرار نمی‌کرد. ای معاویه من هم اگر یارانی پیدا می‌کردم با تو بیعت نمی‌کردم. خداوند هارون را در وسعت قرار داد هنگامی که او را ضعیف شمردند و نزدیک بود او را بکشند و یارانی بر علیه آنان نیافت. همچنین خداوند پیامبر را در وسعت قرار داد هنگامی که از قومش فرار کرد و یارانی بر علیه آنان نیافت. من و پدرم نیز از طرف خداوند در وسعت هستیم زمانی که امت ما را رها کردند و با غیر ما بیعت کردند و ما یارانی نیافتیم. این‌ها سنت‌ها و مثل‌هاست که یکی پس از دیگری می‌آید.


مردم بهترین را از دست دادند

ای مردم، اگر ما بین مشرق و مغرب را بگردید کسی از فرزندان پیامبر، جز من و برادرم نخواهید یافت.


کتاب سلیم بن قیس هلالی معروف به اسرار آل محمد، جلد ۳، صفحه ۹۳۸-۹۳۹، منشورات دلیل ما


الاحتجاج، تالیف ابی منصور طبرسی، جلد ۲، صفحه ۷-۸، منشورات الشریف الرضی

  • ۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۹:۰۷
  • خادم المهدی