محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر مذهبی» ثبت شده است


مدح شاه ولایت امیر المومنین علیه السلام توسط مرحوم صاحب تبریزی شاعر مشهور:


ای سواد عنبرین فامت سویدای زمین

مغز خاک از نهکت مشکین لباست خوشه چین


موجه‌ای از ریگ صحرایت صراط المستقیم

رشته‌ای از تار و پود جامه‌ات حبل المتین


غنچه پژمرده‌ای از لاله‌زارت شمع طور

قطره افسردهای از زمزمت در ثمین


در بیابان طلب یک العطش گوی تو خضر

در حریم قدس یک پروانه‌ات روح الامین


مصرع برجسته‌ای دیوان موجودات را

از حجر اینک نشان انتخابت بر جبین


میهمانداری به الوانهای نعمت خلق را

چون خلیل الله داری هر طرف صد خوشه چین


طاق ابروی ترا تا دست قدرت نقش بست

قامت افلاک خم شد، راست شد پشت زمین


مردم چشم جهان‌بین سپهر اخضری

جای حیرت نیست گر باشد لباست عنبرین


شش جهت چون خانه زنبور پرغوغای توست

کهکشان از نوشخند توست جوی انگبین


عالم اسباب را از طاق دل افکنده‌ای

نیست نقش بوریا در خانه‌ات مسندنشین


تا به کف نگرفته بود از سایه‌ات رطل گران

در کشاکش بود از خمیازه رگ‌های زمین


با صفای جبهه صاف تو از کم‌مایگی

چون دروغ راست‌مانندست صبح راستین


آب شوری در قدح داری و از جوش سخا

می‌کنی تکلیف خلق اولین و آخرین


از ثبات مقدم خود عذرخواهی می‌کنی

پای عصیان هر که را لغزید از اهل زمین


روی عالم را ز برگ لاله داری سرختر

گر چه خود چون داغ می‌پوشی لباس عنبرین


بوسه در یاقوت خوبان دارد آتش زیر پا

بر امید آن که خدام ترا بوسد زمین


گرد فانوس تو گشتن کار هر پروانه نیست

نقش دیوارست اینجا شهپر روح الامین


تا ز دامنگیریت کوته نماند هیچ دست

می‌کشی چون پرتو خورشید دامن بر زمین


هر گنهکاری که زد بر دامن پاک تو دست

گرد عصیان پا کردی از رخش با آستین


ساغر لبریز رحمت را تو زمزم کرده‌ای

چون به رحمت ننگری در سینه‌های آتشین؟


تا به روی خاک تردامن نیفتد سایه‌ات

پهن سازد هر سحر خورشید دامن بر زمین


تا شبستان فنا جایی ناستد چون شرر

گر به روی آتش دوزخ فشانی آستین


انبیا چندین چه می‌کوشند در تعمیر تو؟

گنج رحمت نیست گر در زیر دیوارت دفین


در هوای حسن شورانگیز آب زمزمت

جمله از سر رفت دیگ مغزهای آتشین


نیستی گر مهردار رحمت پروردگار

چون نگین بهر چه داری این سیاهی بر جبین؟


هست اسماعیل یک قربانی لاغر ترا

کز نم خونش نکردی لاله‌گون روی زمین


گر زبان ناودانت چون قلم می‌داشت شق

پاک می‌شد از غبار معصیت روی زمین


تا در تکلیف بر روی جهان واکرده‌ای

در پس درمانده است از شرم، فردوس برین


در حریم جنت آسای تو اهل دید را

در نظر می‌آید از هر شمع جوی انگبین


ناودان گوهر افشانت ز رحمت آیه‌ای است

از حریم لطف نازل گشته در شان زمین


گر نه ای روشنگر آیینه دل‌ها، چرا

جامه و دست و رخت پیوسته باشد عنبرین؟


ایمنند از آتش دوزخ پرستاران تو

حق‌گزاری شیوه توست ای بهشت هشتمین


غفلت و نسیان ندارد بر مقیمان تو دست

برنچیند دانه‌ای بی ذکر مرغی از زمین


هیچ کس ناخوانده نتواند به بزمت آمدن

چون در رحمت نداری گر چه دربان در کمین


می‌زنی یک ماه دامن بر میان در عرض سال

می‌دهی سامان کار اولین و آخرین


هیچ تعریفی ترا زین به نمی دانم که شد

در تو پیدا گوهر پاک امیر المومنین


بهترین خلق بعد از بهترین انبیا

ابن عم مصطفی داماد خیر المرسلین


تا ابد چون طفل بی‌مادر به خاک افتاده بود

ذو الفقار او نمی‌برید اگر ناف زمین


خانه زنبور دل بی‌شهد ایمان مانده بود

گر نمی‌شد باعث تعمیر او یعسوب دین


تا نگرداند نظر حیدر، نگردد آسمان

تا نگوید یا علی، گردون نخیزد از زمین


در زمان رحمت سرشار عصیان سوز تو

مد آهی می کشد گاهی کرام الکاتبین


نقطه بسم اللهی فرقان موجودات را

در سواد توست علم اولین و آخرین


شهپر رحمت بود هر حرفی از نام علی

این دو شهپر برد عیسی را به چرخ چارمین


سرفراز از اول نام تو عرش ذو الجلال

روشن از خورشید رویت نرگس عین الیقین


چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست

جز تو بر شخص دگر نام امیر المومنین

 

  • ۱۸ تیر ۹۸ ، ۰۱:۵۱
  • خادم المهدی


پر نجف باشد الهی سال مولا دوستان

سیر ایوان طلا از سیر عالم خوشترست

آسمان کاغذ شود، جنگل قلم، دریا جوهر 

هر چه از حیدر بگویند باز از او کمتر است


آخوند ملا علی زنجانی از فضلای معاصرین در کتاب معدن الاسرار از استادش شیخ محمد تقی اصفهانی رحمه الله روایت کرده که در نجف اشرف طالب علمی گفت: رفیق من در کربلا ناخوش شد و او را گذاشتم و رفتم به نجف. آنجا در خواب دیدم که رفیق من در صحرای نجف است، به او گفتم: چگونه آمدی؟ «گفت: وفات کردم و مرا در قبر گذاشتند، دیدم دو نفر وارد قبر من شدند و سؤال کردند از اعتقادات من، من از هیبت ایشان هراسان شدم، ناگاه شخصی نورانی پیدا شد و به آن دو نفر گفت: من نگفتم به شما که به طالبين علم کار نگیرید! آن دو نفر غایب شدند.» «پس فرمود که من علی بن ابی طالبم، با من به نجف می‌آیی؟ یا در جوار فرزند من می‌مانی؟ من از خوف آن دو ملک عرض کردم با شما می‌آیم. چون معلوم شد، رفیق من در آن وقت در کربلا وفات یافته بود.»


کبریت احمر فی الشرایط المنبر، تالیف آیت الله محمد باقر بیرجندی، صفحه ۷۸۱، چاپ انتشارات نغمه‌ی قرآن

  • ۱۸ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۱۷
  • خادم المهدی


فضیلت حضرت زینب سلام الله علیها و ثواب گریه بر ایشان در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله


مرحوم سید نور الدین جزائری در کتاب شریف "الخصائص الزینبیة" می‌نویسد:


روی ان زینب بنت علی بن ابی طالب علیه السلام لما ولدت اخبر بذلک رسول الله صلی الله علیه و آله فجاء الی منزل فاطمة علیها السلام  وقال: یا بنتاه! ایتینی بنیتک المولودة، فلما احضرتها اخذها رسول الله صلی الله علیه و اله و ضمها الی صدره الشریف، ووضع خده المنیف علی خدها فبکی بکاءأ عالیا، وسال الدمع حتی جری علی کریمته الشریفة. فقال فاطمة علیها السلام: مم بکاؤک، لا ابکی الله عینیک یا ابتاه؟ فقال صل الله علیه و اله: یا بنیة یا فاطمة! اعلمی ان هذه البنت بعدک وبعدی تیتلی ببلایا فادحه، و ترد علیها مصائب ورزایا مفجعة، فبکت فاطمة سلام الله علیها عند ذلک، ثم قالت: یا أبه! فما ثواب من یبکی علیها و علی مصائبها؟ فقال صل الله علیه و آله: یا بضعتی ویا قرة عینی! ان من بکی علیها وعلی مصائبها کان ثواب بکائه کثواب من بکا علی اخویها، ثم اختار لها اسم: زینب.


روایت شده است هنگامی که زینب دختر امیر المومنین علیهما السلام به دنیا آمد، به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر دادند و آن حضرت به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها آمد و فرمودند: دخترم! دختر تازه متولد شده‌ات را به نزدم بیاور. هنگامی ایشان را آوردند، پیامبر صلی الله علیه و آله آن کودک را در آغوش گرفتند و به سینه مبارک خود چسباندند و گونه مبارک خویش را به صورت آن نازدانه گذاشتند و بسیار گریستند تا جایی که اشک آن حضرت جاری و بر روی آن بانو ریخت. حضرت زهرا سلام الله علیها عرضه داشتند: علت گریه شما چیست؟ پدر جان خداوند چشم شما را گریان نکند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: ای دخترم! ای فاطمه! بدان که بعد از من و تو، او به مصیبت‌های سخت و دشواری مبتلا شده و سختی های زیاد و جانسوزی بر او وارد می‌شود، در این هنگام بود که حضرت زهرا سلام الله علیها نیز گریه کردند و خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه داشتند: ای پدر! ثواب کسی که بر او و بر مصائب او گریه کند چیست؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: ای پاره‌ی تن و نور چشمم! کسی که بر او و مصیبت‌هایش گریه کند، ثوابش به مانند گریه بر دو برادرش [امام حسن و امام حسین صلوات الله و سلامه علیهما] می‌باشد. و سپس نام زینب را بر آن دختر انتخاب فرمود.


الخصائص الزینبیة، تالیف سید نور الدین جزائری، صفحه ۳۲، چاپ دار الحوراء



السلام عليك يا عقيلة بني هاشم السيدة زينب الكبرى سلام الله عليها

  • ۰۳ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۱۴
  • خادم المهدی