محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بر عایشه لعنت» ثبت شده است


حضرت معصومه صلوات الله علیها مسموم شد و به شهادت رسید


علامه سید جعفر مرتضی عاملی حفظه الله عالم مورخ نامی شیعه می‌نویسد:


فیقال إنها هی الاخرى قد دس إلیها السم فی ساوة ؛ ولهذا لم تلبث إلا أیاما قلیلة واستشهدت.


گفته شده در ساوه دسیسه کردند و به حضرت معصومه صلوات الله علیها سم دادند؛ به خاطر همین حضرت جز مدت اندکی زنده نماند و شهید شد.


الحیاة السیاسیة للإمام الرضا علیه السلام، تالیف سید جعفر مرتضی عاملی، صفحه ۵۴۸


  • خادم المهدی


پیامبر (صلی الله علیه و آله) آرزوی مرگ عایشه را می کرد !!!


ابن ماجه قزوینی از علمای بزرگ اهل سقیفه در سنن ابن ماجه از صحاح سته اهل سقیفه روایت کرده است که:


۱۴۶۵ - ﺣَﺪَّﺛَﻨَﺎ ﻣُﺤَﻤَّﺪُ ﺑْﻦُ ﯾَﺤْﯿَﻰ ﺣَﺪَّﺛَﻨَﺎ ﺃَﺣْﻤَﺪُ ﺑْﻦُ ﺣَﻨْﺒَﻞٍ ﺣَﺪَّﺛَﻨَﺎ ﻣُﺤَﻤَّﺪُ ﺑْﻦُ ﺳَﻠَﻤَﺔَ ﻋَﻦْ ﻣُﺤَﻤَّﺪِ ﺑْﻦِ ﺇِﺳْﺤَﻖَ ﻋَﻦْ ﯾَﻌْﻘُﻮﺏَ ﺑْﻦِ ﻋُﺘْﺒَﺔَ ﻋَﻦْ ﺍﻟﺰُّﻫْﺮِﯼِّ ﻋَﻦْ ﻋُﺒَﯿْﺪِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺑْﻦِ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻋَﻦْ ﻋَﺎﺋِﺸَﺔَ ﻗَﺎﻟَﺖْ:

ﺭَﺟَﻊَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﻣِﻦْ ﺍﻟْﺒَﻘِﯿﻊِ ﻓَﻮَﺟَﺪَﻧِﯽ ﻭَﺃَﻧَﺎ ﺃَﺟِﺪُ ﺻُﺪَﺍﻋًﺎ ﻓِﯽ ﺭَﺃْﺳِﯽ ﻭَﺃَﻧَﺎ ﺃَﻗُﻮﻝُ ﻭَﺍ ﺭَﺃْﺳَﺎﻩُ ﻓَﻘَﺎﻝَ ﺑَﻞْ ﺃَﻧَﺎ ﯾَﺎ ﻋَﺎﺋِﺸَﺔُ ﻭَﺍ ﺭَﺃْﺳَﺎﻩُ ﺛُﻢَّ ﻗَﺎﻝَ ﻣَﺎ ﺿَﺮَّﮎِ ﻟَﻮْ ﻣِﺖِّ ﻗَﺒْﻠِﯽ ﻓَﻘُﻤْﺖُ ﻋَﻠَﯿْﮏِ ﻓَﻐَﺴَّﻠْﺘُﮏِ ﻭَﮐَﻔَّﻨْﺘُﮏِ ﻭَﺻَﻠَّﯿْﺖُ ﻋَﻠَﯿْﮏِ ﻭَﺩَﻓَﻨْﺘُﮏِ


عایشه می گوید: رسول خدا ‏(صلی الله علیه و آله) از بقیع برگشت و بر من وارد شد و من سرم درد می کرد، و من می گفتم: ای وای سرم، پس رسول خدا ‏(صلی الله علیه و آله) فرمود: ای عایشه بلکه من باید بگویم ای وای سرم. سپس به عایشه فرمود: چه ضرری به تو می رسید اگر قبل از من می مردی و من تو را غسل می دادم و کفن می کردم و بر تو نماز می خواندم و دفنت می کردم!؟


البانی محدث بزرگ وهابیت که به بخاری ثانی شهرت دارد تصریح می کند که سند این روایت حسن است.


سنن ابن ماجه، حدیث شماره ۱۴۶۵


پی نوشت: ای فرزندان عایشه! ای جماعت وحدتی و عمری می توانید بگویید چرا رسول الله آرزوی مرگ عایشه را می کرده؟


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۱۶ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۲۱
  • خادم المهدی

بوی بهشت می وزد از بین موی تو

شهر مدینه پر شده از عطر و بوی تو

دیوانه تو هرکه شده سربه راه شد

مجنون شدم که سر بگذارم به کوی تو

تو اولین امام شبیه پیمبری

عین پیمبر است همۀ خلق و خوی تو

در کوچه می نشینی و مردم بی اختیار

جلب تو می شوند و می آیند سوی تو

مهمانی خدا، به خدا جای ما نبود

مهمان شدیم ما همه با آبروی تو

گفتیم باتو آمده ایم و پناه داد

ما را خدا بخاطر تو بود راه داد

ما درد می دهیم و دوا می دهی به ما

بیمار می شویم و شفا می دهی به ما

بیمار می شویم و گلایه نمی کنیم

خیر است هرچه درد و بلا می دهی به ما

ای باغبان قلب، تو این باغ خشک را

آباد میکنی و صفا می دهی به ما

فهمیدم از سه مرتبه انفاق زندگیت

هرچه به تو رسد همه را می دهی به ما

لقمه نخورده ایم ز دستان هیچکس

ای سفره دارِ شهر، غذا می دهی به ما؟

در خانۀ تو جای گدا صدر مجلس است

پیش خودت همیشه تو جا می دهی به ما

در باز کن که باز فقیر آمده کریم

اینبار هم یتیم و اسیر آمده کریم


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۳۱ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۵
  • خادم المهدی