محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسرار آل محمد» ثبت شده است


بیعت ابی بکر و عمر با امیر المومنین علیه السلام در غدیر


سلیم بن قیس تابعی جلیل القدر روایت کرده است:


قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِي وَقْتِ الظَّهِيرَةِ وَ أَمَرَ بِنَصْبِ خَيْمَةٍ وَ أَمَرَ عَلِيّاً (صلوات الله علیه) أَنْ يَدْخُلَ فِيهَا وَ أَوَّلُ مَنْ أَمَرَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص هُمَا أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ فَلَمْ يَقُومَا إِلَّا بَعْدَ مَا سَأَلَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَلْ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ هَذِهِ الْبَيْعَةُ فَأَجَابَهُمَا نَعَمْ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا وَ اعْلَمَا أَنَّ مَنْ نَقَضَ هَذِهِ الْبَيْعَةَ كَافِرٌ وَ مَنْ لَمْ يُطِعْ عَلِيّاً كَافِرٌ فَإِنَّ قَوْلَ عَلِيٍّ قَوْلِي وَ أَمْرَهُ أَمْرِي فَمَنْ خَالَفَ قَوْلَ عَلِيٍّ وَ أَمْرَهُ فَقَدْ خَالَفَنِي وَ بَعْدَ مَا أَكَّدَ عَلَيْهِمْ هَذَا الْكَلَامَ أَمَرَهُمْ بِالْإِسْرَاعِ فِي الْبَيْعَةِ فَقَامَا وَ دَخَلَا عَلَى عَلِيٍّ (صلوات الله علیه) وَ بَايَعَاهُ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَالَ عُمَرُ عِنْدَ الْبَيْعَةِ بَخْ بَخْ لَكَ يَا عَلِيُّ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ثُمَّ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سَلْمَانَ وَ أَبَا ذَرٍّ بِالْبَيْعَةِ فَقَامَا وَ لَمْ يَقُولَا شَيْئاً ...


پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام ظهر به پا خاست و دستور داد تا خیمه‌ای نصب کردند، و به علی علیه السلام دستور داد تا داخل آن شود. اول کسی که پیامبر صلی الله علیه و آله به آنان دستور داد ابو بکر و عمر بودند. آن دو بلند نشدند مگر بعد از آنکه از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: آیا این بیعت به امر خداست؟ حضرت جواب داد: آری، از امر خداوند عز و جل است، و بدانید که هر کس این بیعت را بشکند کافر است، و هر کس از علی علیه السلام اطاعت نکند کافر است، چرا که سخن علی سخن من، و امر او امر من است. هر کس با سخن علی و امر او مخالفت کند با من مخالفت کرده است. بعد از آنکه حضرت این سخن را بر آنان تاکید کرد دستور داد تا هر چه زودتر بیعت کنند. آن دو برخاستند و نزد علی علیه السلام رفتند و به عنوان امیر المومنین با او بیعت کردند. عمر هنگام بیعت گفت: خوشا به حالت ای علی، صاحب اختیار من و هر مرد و زن مومنی شدی. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به سلمان و ابی ذر دستور بیعت داد. آن دو برخاستند و بیعت کردند و سخنی نگفتند.


كتاب سليم بن قيس هلالی معروف به اسرار آل محمد، ج‏لد ۲، صفحه ۸۲۹، چاپ انتشارات دلیل ما



غزالی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام نیز در باره تبریک و تهنیت عمر بن صحاک و پیمانى که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نويسد:


واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.


از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) اين گونه تبریک گفت: «تبریک، تبریک، اى ابو الحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.» اين سخن عمر حكایت از تسليم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثير هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغيير داد و با لشکرکشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصادیق اين سخن شد: «فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا». پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‌‏اى كردند...


سر العالمین و کشف ما فی الدارین، تالیف غزالی، صفحه ۲۳، چاپ موسسه الحکمة



  • ۲۳ مرداد ۹۸ ، ۰۲:۰۱
  • خادم المهدی


پیشگویی رسول خدا صلی الله علیه و آله به شهادتش به وسیله سم


سلیم بن قیس هلالی از عبدالله بن جعفر نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خطبه ای خواندند و فرمودند:


يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِذَا أَنَا اسْتُشْهِدْتُ فَعَلِيٌّ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ فَإِذَا اسْتُشْهِدَ عَلِيٌّ فَابْنِيَ الْحَسَنُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ ...... فَقَامَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ هُوَ يَبْكِي فَقَالَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تُقْتَلُ قَالَ نَعَمْ أَهْلِكُ شَهِيداً بِالسَّمِّ وَ تُقْتَلُ أَنْتَ بِالسَّيْفِ وَ تُخْضَبُ لِحْيَتُكَ مِنْ دَمِ رَأْسِكَ.....


ای مردم! زمانی که من شهید شوم، علی اولی به نفس شماست، و زمانی که علی به شهادت برسد، فرزندم حسن اولی به نفس مومنین است.... پس علی بن ابی طالب علیهما السلام ایستاد و در حالی که گریه می‌کرد، فرمود: پدر و مادرم فدایت ای پیامبر خدا! آیا کشته می‌شوی؟! حضرت فرمود: بله، به وسیله سم به شهادت می‌رسم، و تو با شمشیر کشته می‌شوی و محاسنت از خون سرت خضاب می‌شود...


كتاب سليم بن قيس الهلالی معروف به اسرار آل محمد، جلد ۲، صفحه ۸۳۷-۸۳۸


  • ۱۵ آبان ۹۷ ، ۰۰:۵۶
  • خادم المهدی

خطبه‌ی امام حسن مجتبی علیه السلام هنگام صلح با معاویه لعنت الله علیه


عن سليم بن قيس، قال: قام الحسن بن علي بن أبي طالب عليه السلام على المنبر - حين اجتمع مع معاوية - فحمد الله وأثنى عليه، ثم قال: أيها الناس، إن معاوية زعم أني رأيته للخلافة أهلا ولم أر نفسي لها أهلا، وكذب معاوية. أنا أولى الناس بالناس في كتاب الله وعلى لسان نبي الله. فأقسم بالله، لو أن الناس بايعوني وأطاعوني ونصروني لأعطتهم السماء قطرها والأرض بركتها، ولما طمعت فيها يا معاوية. وقد قال رسول الله صلى الله عليه وآله: «ما ولت أمة أمرها رجلا قط وفيهم من هو أعلم منه إلا لم يزل أمرهم يذهب سفالا حتى يرجعوا إلى ملة عبدة العجل». وقد ترك بنو إسرائيل هارون واعتكفوا على العجل وهم يعلمون أن هارون خليفة موسى. وقد تركت الأمة عليا وقد سمعوا رسول الله صلى الله عليه وآله يقول لعلي عليه السلام: «أنت مني بمنزلة هارون من موسى غير النبوة فلا نبي بعدي». وقد هرب رسول الله صلى الله عليه وآله من قومه وهو يدعوهم إلى الله حتى فر إلى الغار، ولو وجد عليهم أعوانا ما هرب منهم. ولو وجدت أعوانا ما بايعتك يا معاوية. وقد جعل الله هارون في سعة حين استضعفوه، وكادوا يقتلونه ولم يجد عليهم أعوانا، وقد جعل الله النبي في سعة حين فر من قومه لما لم يجد أعوانا عليهم. وكذلك أنا وأبي في سعة من الله حين تركتنا الأمة وبايعت غيرنا ولم نجد أعوانا. وإنما هي السنن والأمثال يتبع بعضها بعضا. أيها الناس، إنكم لو التمستم فيما بين المشرق والمغرب لم تجدوا رجلا من ولد النبي غيري وغير أخي.


سلیم بن قیس هلالی گوید: امام حسن علیه السلام هنگامی که با معاویه اجتماع نمود، بر فراز منبر ایستاد و حمد و ثنای الهی به جا آورد و فرمود:


صلح با معاویه دلیل بر حقانیت او نیست

ای مردم، معاویه گمان می‌کند من او را برای خلافت سزاوار دانستم و خود را برای آن اهل ندانستم، و معاویه دروغ می‌گوید. من اختیارم بر مردم از خودشان طبق کتاب خدا و سنت پیامبرش بیشتر است.


اگر امت با امام حق بیعت می‌کردند

به خداوند قسم یاد می‌کنم، اگر مردم با من بیعت می‌کردند و مرا اطاعت می‌کردند و مرا یاری می‌نمودند آسمان قطرات بارانش را و زمین برکتش را به آنان ارزانی می‌داشت، و تو ای معاویه در خلافت طمع نمی‌کردی.


امت امام حق را عمدا رها کردند

این در حالی است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده: «هیچگاه امتی امر خود را به کسی نمی‌سپارند که در بین آنان عالم تر از او باشد مگر آنکه کارشان همچنان رو به پائین می‌رود تا آنجا که به دین گوساله پرستان برسند»! بنی اسرائیل هارون را رها کردند و به گوساله رو آوردند در حالیکه می‌دانستند هارون خلیفه‌ی موسی است. این امت هم علی را رها کردند در حالی که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده بودند که به علی علیه السلام می‌فرمود: «تو نسبت به من به منزله‌ی هارون نسبت به موسی هستی به جز نبوت، که پیامبری بعد از من نیست».


ریشه‌ی صلح امام حسن علیه السلام عذر الهی است

پیامبر صلی الله علیه و آله از شر قوم خود فرار کرد در حالی که آنان را به خدا دعوت می‌کرد تا آنجا که به غار فرار کرد. اگر آن حضرت یارانی بر علیه آنان می‌یافت فرار نمی‌کرد. ای معاویه من هم اگر یارانی پیدا می‌کردم با تو بیعت نمی‌کردم. خداوند هارون را در وسعت قرار داد هنگامی که او را ضعیف شمردند و نزدیک بود او را بکشند و یارانی بر علیه آنان نیافت. همچنین خداوند پیامبر را در وسعت قرار داد هنگامی که از قومش فرار کرد و یارانی بر علیه آنان نیافت. من و پدرم نیز از طرف خداوند در وسعت هستیم زمانی که امت ما را رها کردند و با غیر ما بیعت کردند و ما یارانی نیافتیم. این‌ها سنت‌ها و مثل‌هاست که یکی پس از دیگری می‌آید.


مردم بهترین را از دست دادند

ای مردم، اگر ما بین مشرق و مغرب را بگردید کسی از فرزندان پیامبر، جز من و برادرم نخواهید یافت.


کتاب سلیم بن قیس هلالی معروف به اسرار آل محمد، جلد ۳، صفحه ۹۳۸-۹۳۹، چاپ منشورات دلیل ما


الاحتجاج، تالیف ابی منصور طبرسی، جلد ۲، صفحه ۷-۸، چاپ منشورات الشریف الرضی

  • ۰۷ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۸
  • خادم المهدی