محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

پس هر که خویشتن را به این معرفت شناخت رب خود را شناخت. چه انسان، بر صورت رب خود مخلوق است. بلکه حقیقت و هویت انسان عین حقیقت و هویت حق است  لذا هیچ یک از حکما و علما بر معرفت نفس و حقیقت آن اطلاع نیافتند مگر رسل و صوفیه‏


فمن عرف نفسه بهذه المعرفه فقد عرف ربّه، فإنّه على صورته خلقه، بل هو عین هویته و حقیقته و لهذا ما عثر أحد من الحکماء و العلماء على معرفه النفس و حقیقتها إلّا الإلهیون من الرسل و الصوفیه


ممد الهمم فی شرح فصوص الحکم، صفحه ۳۱۱



نقد:


این سخنی که خواندید از کتاب ممدالهمم حسن زاده می باشد که بیان می دارد هیچ یک از علما و حکما بر معرفت نفس اطلاع نیافتند مگر پیامبران و صوفیه یعنی پیامبران و صوفیان در کنار هم به معرفت الهی رسیده اند و شما می توانید معرفت نفس را از صوفیه یاد بگیرید در یک صفحه از کتاب ایشان یعنی صفحه ۳۱۱ انحرافات و اشکالات متعددی می بینید که متاسفانه مریدان متعصب این آقایان هیچ قبول نمی کنند. دیگر باید به چه زبان و بیانی گفت که اهل بیت علیهم السلام به شیعه تاکید کردند که حتی میل به صوفیه همه نداشته باشیم چه رسد به اینکه آنها را مانند پیامبران بدانیم


به سند صحیح از أحمد بن محمد بن أبی نصر روایت شده است:

فردی از دوستان ما خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد که در زمان ما فرقه ای ظاهر شده اند که نامشان صوفیه است نظر شما درباره ایشان چیست؟

امام فرمود: ایشان دشمنان ما هستند و پس کسی به ایشان گرایش داشته باشد پس او از ایشان است و با ایشان محشور می شود ! و اقوامی می آیند که ادعای دوستی ما را دارند و به ایشان گرایش دارند و خود را به ایشان شبیه می کنند و خود را به القاب ایشان ملقّب می کنند و سخنان ایشان را تأویل می کنند ! آگاه باشید پس هر کس به ایشان گرایش داشته باشد پس او از ما نیست و ما از او بیزاریم و هر کس ایشان را انکار و رد کند همچون کسی است که نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله با کفار جهاد کرده است !!!


مستدرک الوسائل، جلد ۱۲، صفحه ۳۲۳




در واقع دراینگونه نوشتارها نوعی دعوت مردم به سوی صوفیه است چرا که در شرایط فعلی دسترسی به پیامبران نیست ولی شما به راحتی می توانید با این آقایان دیدار داشته باشید و شاید یکی از دلایلی که برخی از فلاسفه و عرفا برای ملاقات مردم با ایشان مراحلی قرار می دهند همین باشد که خود را مانند پیامبران می دانند البته در این یک صفحه از کتاب اشکالات و انحرافات زیر را می بینید:


۱- تبلیغ و ترویج صوفیه


۲- جایگزینی صدور به جای خلقت


۳- برداشت واستفاده شخصی از حدیث


۴- عینیت خالق و مخلوق


۵- جعل اصطلاح


۶- توهین به متکلمین


۷- ترجمه انحرافی (البته ناخواسته خود اعتراف به صوفی بودن اهل عرفان کرده است)


۸- خلقت بر صورت پروردگار


۹- استفاده از آیه و تفسیر به رای


۱۰- توهین به رسولان الهی و هم ردیف قرار دادن آنان با صوفیه


۱۱- نوعی تاکید بر ادامه نبوت توسط صوفیه


۱۲- جایگزینی طریق خود به عنوان روش صحیح به جای طریق اهل بیت علیهم السلام


۱۳- رد اندیشه و تفکر و تعقل و جایگزینی آن با مکاشفه و شهود


۱۴- تبلیغ استفاده ازنظریات افرادی منحرف مانند ابن عربی و شبستری و استفاده از نظریات آنان بدون تعقل