محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

خطبه‌ی امام حسن مجتبی علیه السلام هنگام صلح با معاویه لعنت الله علیه


عن سلیم بن قیس، قال: قام الحسن بن علی بن أبی طالب علیه السلام على المنبر - حین اجتمع مع معاویة - فحمد الله وأثنى علیه، ثم قال: أیها الناس، إن معاویة زعم أنی رأیته للخلافة أهلا ولم أر نفسی لها أهلا، وکذب معاویة. أنا أولى الناس بالناس فی کتاب الله وعلى لسان نبی الله. فأقسم بالله، لو أن الناس بایعونی وأطاعونی ونصرونی لأعطتهم السماء قطرها والأرض برکتها، ولما طمعت فیها یا معاویة. وقد قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «ما ولت أمة أمرها رجلا قط وفیهم من هو أعلم منه إلا لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتى یرجعوا إلى ملة عبدة العجل». وقد ترک بنو إسرائیل هارون واعتکفوا على العجل وهم یعلمون أن هارون خلیفة موسى. وقد ترکت الأمة علیا وقد سمعوا رسول الله صلى الله علیه وآله یقول لعلی علیه السلام: «أنت منی بمنزلة هارون من موسى غیر النبوة فلا نبی بعدی». وقد هرب رسول الله صلى الله علیه وآله من قومه وهو یدعوهم إلى الله حتى فر إلى الغار، ولو وجد علیهم أعوانا ما هرب منهم. ولو وجدت أعوانا ما بایعتک یا معاویة. وقد جعل الله هارون فی سعة حین استضعفوه، وکادوا یقتلونه ولم یجد علیهم أعوانا، وقد جعل الله النبی فی سعة حین فر من قومه لما لم یجد أعوانا علیهم. وکذلک أنا وأبی فی سعة من الله حین ترکتنا الأمة وبایعت غیرنا ولم نجد أعوانا. وإنما هی السنن والأمثال یتبع بعضها بعضا. أیها الناس، إنکم لو التمستم فیما بین المشرق والمغرب لم تجدوا رجلا من ولد النبی غیری وغیر أخی.


سلیم بن قیس هلالی گوید: امام حسن علیه السلام هنگامی که با معاویه اجتماع نمود، برفراز منبر ایستاد و حمد و ثنای الهی به جا آورد و فرمود:


صلح با معاویه دلیل بر حقانیت او نیست

ای مردم، معاویه گمان می‌کند من او را برای خلافت سزاوار دانستم و خود را برای آن اهل ندانستم، و معاویه دروغ می‌گوید. من اختیارم بر مردم از خودشان طبق کتاب خدا و سنت پیامبرش بیشتر است.


اگر امت با امام حق بیعت می‌کردند

به خداوند قسم یاد می‌کنم، اگر مردم با من بیعت می‌کردند و مرا اطاعت می‌کردند و مرا یاری می‌نمودند آسمان قطرات بارانش را و زمین برکتش را به آنان ارزانی می‌داشت، و تو ای معاویه در خلافت طمع نمی‌کردی.


امت امام حق را عمدا رها کردند

این در حالی است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده: «هیچگاه امتی امر خود را به کسی نمی‌سپارند که در بین آنان عالم تر از او باشد مگر آنکه کارشان همچنان رو به پائین می‌رود تا آنجا که به دین گوساله پرستان برسند»! بنی اسرائیل هارون را رها کردند و به گوساله رو آوردند در حالیکه می‌دانستند هارون خلیفه‌ی موسی است. این امت هم علی را رها کردند در حالی که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده بودند که به علی علیه السلام می‌فرمود: «تو نسبت به من به منزله‌ی هارون نسبت به موسی هستی به جز نبوت، که پیامبری بعد از من نیست».


ریشه‌ی صلح امام حسن علیه السلام عذر الهی است

پیامبر صلی الله علیه و آله از شر قوم خود فرار کرد در حالی که آنان را به خدا دعوت می‌کرد تا آنجا که به غار فرار کرد. اگر آن حضرت یارانی بر علیه آنان می‌یافت فرار نمی‌کرد. ای معاویه من هم اگر یارانی پیدا می‌کردم با تو بیعت نمی‌کردم. خداوند هارون را در وسعت قرار داد هنگامی که او را ضعیف شمردند و نزدیک بود او را بکشند و یارانی بر علیه آنان نیافت. همچنین خداوند پیامبر را در وسعت قرار داد هنگامی که از قومش فرار کرد و یارانی بر علیه آنان نیافت. من و پدرم نیز از طرف خداوند در وسعت هستیم زمانی که امت ما را رها کردند و با غیر ما بیعت کردند و ما یارانی نیافتیم. این‌ها سنت‌ها و مثل‌هاست که یکی پس از دیگری می‌آید.


مردم بهترین را از دست دادند

ای مردم، اگر ما بین مشرق و مغرب را بگردید کسی از فرزندان پیامبر، جز من و برادرم نخواهید یافت.


کتاب سلیم بن قیس هلالی معروف به اسرار آل محمد، جلد ۳، صفحه ۹۳۸-۹۳۹، منشورات دلیل ما


الاحتجاج، تالیف ابی منصور طبرسی، جلد ۲، صفحه ۷-۸، منشورات الشریف الرضی