محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۲۹ مطلب با موضوع «مطاعن عمر» ثبت شده است


برائت صریح امام خمینی از عمر بن خطاب


سید روح الله خمینی در کتاب کشف الاسرار خود پس از بیان حدیث قرطاس و توهین عمر بن خطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله، عمر را یاوه‌سرا و اصل کفر و زندقه می‌نامد.


وی می‌نویسد:


در آن موقع که پیغمبر خدا صلی الله عليه و آله در حال احتضار و مرض موت بود، جمع کثیری در محضر مبارکش حاضر بودند. پیغمبر فرمود: بیائید برای شما یک چیزی بنویسم که هرگز به ضلالت نیفتید. عمر بن الخطاب گفت «هجر رسول الله» و این روایت را مورخين و اصحاب حدیث از قبیل بخاری ومسلم و احمد با اختلافی در لفظ نقل کردند و جمله کلام آنکه این کلام یاوه از ابن خطاب یاوه‌سرا صادر شده است و تا قیامت برای مسلم غیور کفایت می‌کند الحق خوب قدردانی کردند از پیغمبر خدا که برای ارشاد و هدایت آن‌ها؛ آن همه خون دل خورد و زحمت کشید. انسان باشرف دیندار غیور می‌داند روح مقدس این نور پاک باچه حالی پس از شنیدن این کلام از این خطاب از این دنیا رفت و این کلام یاوه که از اصل کفر و زندقه ظاهر شده مخالف است با آیاتی از قرآن کریم. سوره نجم (آیه ۳): و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحي یوحي علمه شديدا القوي. پیغمبر نطق نمی‌کند از روی هوای نفس، كلام او نیست مگر وحی خدائی که جبرئیل با خدا به او تعلیم می‌کند و مخالف است با آیة اطيعو الله واطيعوا الرسول و با آیة وما آتيكم الرسول فخذوه و آیه وما صاحبكم بمجنون و غیر آن از آیات دیگر.


کشف الاسرار، تالیف امام خمینی، صفحه ۱۱۹


  • ۰۷ آبان ۹۸ ، ۰۰:۱۰
  • خادم المهدی


توهین و تهمت هذیان به رسول خدا صلی الله علیه و آله توسط عمر بن خطاب


علامه مجلسی رضوان الله علیه می‌نویسد:


حدیث دوات و قلم (قرطاس) در صحیح بخاری مسلم و سایر کتب معتبره اهل سنت (خلاف) مذکور است به طرق متعدد، چنین روایت کرده‌اند ایشان از ابن عباس که او گریست آنقدر که آب دیده‌اش سنگریزه مسجد را تر کرد، و می‌گفت که: روز پنجشنبه، روزی که درد رسول خدا صلی الله علیه و آله شدید شد و گفت: بیاورید دواتی و کتفی تا بنویسم از برای شما کتابی که گمراه نشوید بعد از آن هرگز، عمر گفت رسول خدا هذیان می‌گوید. به روایت دیگر گفت: درد بر او غالب شده است، نزد شما قرآن است، بس است ما را کتاب خدا. پس اختلاف کردند اهل آن خانه و با یکدیگر مخاصمه کردند، بعضی گفتند: بیاورید تا بنویسد رسول خدا صلی الله علیه و آله برای شما کتابی که بعد از آن گمراه نشوید؛ بعضی گفتند که: قول قول عمر است، چون آوازها بلند شد و اختلاف بسیار شد نزد آن حضرت، دلتنگ شد و فرمود: برخیزید از پیش من.

پس ابن عباس می‌گفت: به درستی که مصیبت و بدترین مصیبت‌ها آن بود که مانع شدند میان رسول خدا صلی الله علیه و آله و میان آنکه آن کتاب را از برای ایشان بنویسد، به سبب اختلافی که نمودند و آوازها که بلند کردند.


جلاء العیون، تالیف علامه مجلسی، صفحه ۶۴، چاپ نشر هاتف


  • ۰۳ آبان ۹۸ ، ۱۶:۳۷
  • خادم المهدی


بیعت ابی بکر و عمر با امیر المومنین علیه السلام در غدیر


سلیم بن قیس تابعی جلیل القدر روایت کرده است:


قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِي وَقْتِ الظَّهِيرَةِ وَ أَمَرَ بِنَصْبِ خَيْمَةٍ وَ أَمَرَ عَلِيّاً (صلوات الله علیه) أَنْ يَدْخُلَ فِيهَا وَ أَوَّلُ مَنْ أَمَرَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص هُمَا أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ فَلَمْ يَقُومَا إِلَّا بَعْدَ مَا سَأَلَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَلْ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ هَذِهِ الْبَيْعَةُ فَأَجَابَهُمَا نَعَمْ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا وَ اعْلَمَا أَنَّ مَنْ نَقَضَ هَذِهِ الْبَيْعَةَ كَافِرٌ وَ مَنْ لَمْ يُطِعْ عَلِيّاً كَافِرٌ فَإِنَّ قَوْلَ عَلِيٍّ قَوْلِي وَ أَمْرَهُ أَمْرِي فَمَنْ خَالَفَ قَوْلَ عَلِيٍّ وَ أَمْرَهُ فَقَدْ خَالَفَنِي وَ بَعْدَ مَا أَكَّدَ عَلَيْهِمْ هَذَا الْكَلَامَ أَمَرَهُمْ بِالْإِسْرَاعِ فِي الْبَيْعَةِ فَقَامَا وَ دَخَلَا عَلَى عَلِيٍّ (صلوات الله علیه) وَ بَايَعَاهُ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَالَ عُمَرُ عِنْدَ الْبَيْعَةِ بَخْ بَخْ لَكَ يَا عَلِيُّ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ثُمَّ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سَلْمَانَ وَ أَبَا ذَرٍّ بِالْبَيْعَةِ فَقَامَا وَ لَمْ يَقُولَا شَيْئاً ...


پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام ظهر به پا خاست و دستور داد تا خیمه‌ای نصب کردند، و به علی علیه السلام دستور داد تا داخل آن شود. اول کسی که پیامبر صلی الله علیه و آله به آنان دستور داد ابو بکر و عمر بودند. آن دو بلند نشدند مگر بعد از آنکه از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: آیا این بیعت به امر خداست؟ حضرت جواب داد: آری، از امر خداوند عز و جل است، و بدانید که هر کس این بیعت را بشکند کافر است، و هر کس از علی علیه السلام اطاعت نکند کافر است، چرا که سخن علی سخن من، و امر او امر من است. هر کس با سخن علی و امر او مخالفت کند با من مخالفت کرده است. بعد از آنکه حضرت این سخن را بر آنان تاکید کرد دستور داد تا هر چه زودتر بیعت کنند. آن دو برخاستند و نزد علی علیه السلام رفتند و به عنوان امیر المومنین با او بیعت کردند. عمر هنگام بیعت گفت: خوشا به حالت ای علی، صاحب اختیار من و هر مرد و زن مومنی شدی. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به سلمان و ابی ذر دستور بیعت داد. آن دو برخاستند و بیعت کردند و سخنی نگفتند.


كتاب سليم بن قيس هلالی معروف به اسرار آل محمد، ج‏لد ۲، صفحه ۸۲۹، چاپ انتشارات دلیل ما



غزالی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام نیز در باره تبریک و تهنیت عمر بن صحاک و پیمانى که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نويسد:


واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.


از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) اين گونه تبریک گفت: «تبریک، تبریک، اى ابو الحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.» اين سخن عمر حكایت از تسليم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثير هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغيير داد و با لشکرکشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصادیق اين سخن شد: «فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا». پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‌‏اى كردند...


سر العالمین و کشف ما فی الدارین، تالیف غزالی، صفحه ۲۳، چاپ موسسه الحکمة



  • ۲۳ مرداد ۹۸ ، ۰۲:۰۱
  • خادم المهدی