محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۱۴ مطلب با موضوع «مطاعن اهل سقیفه» ثبت شده است


ترس ابو حنیفه از حدیث غدیر


شیخ مفید رضوان الله تعالی علیه روایت کرده است:


... فقال أبو حنيفة : قد قلت لأصحابنا : لا تقروا لهم بحديث غدير خم فيخصموكم ...


پس ابو حنیفه گفت: من به اصحابم گفتم اقرار به حدیث غدیر نکنید وگرنه آن‌ها (شیعیان) بر شما غالب می‌شوند.


امالی شیخ مفید، صفحه ۲۶، چاپ دار المرتضی



پس مشخص شد چرا با وجود اعتراف به تواتر و صحت این حدیث، اما باز هم سعی در انکار و تحریف آن دارند!!!

  • ۱۵ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۰۸
  • خادم المهدی

نمونه‌ای از وحشی‌گری‌ها و ستم‌های منصور دوانیقی لعنت الله علیه در حق سادات و خاندان حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله


علامه مجلسی رضوان الله علیه نوشته است که شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است که چون منصور (لعنت الله علیه) در بغداد عمارتی بنا می‌کرد اولاد حضرت علی علیه السلام را تفحص می‌کرد، هر که را می‌یافت در میان ستون‌های آجر می‌گذاشت تا به این زجر شهید می‌شدند، روزی کودک خوش روی خوش مویی از فرزندان حضرت امام حسن علیه السلام را آوردند و به بنا دادند که آن امام زاده‌ی مظلوم را در میان ستون گذارد، مردی را بر او موکل گردانیدند که در حضور او این را واقع سازد. چون نظر بنا بر جمال بی‌مثال آن خورشید اوج رفعت و جلال افتاد، بر او ترحم نمود، و تاب نیاورد که آن نونهال چمن آمال و امانی را از برگ و بار زندگانی عاری گرداند، پس آن جوان را در میان ستون گذاشت و فرجه‌ای برای نفس کشیدن او قرار داد و گفت: ای نور دیده غمگین مباش که به زودی نزد تو می‌آیم و تو را از این مهلکه نجات می‌دهم. چون شب در آمد، و مردم در جاهای خود آرام گرفتند، آن بنا به نزد آن ستون آمد و آن جوان عربی را بیرون آورد و گفت: ای جوان من بر تو رحم کردم، تو نیز بر من رحم کن و در خون خود و سایر عمله‌ای که با من کار می‌کردند شریک مشو، و خود را از نظر خلق پنهان ساز و و هیأت خد را تغییر ده که کسی تو را نشناسد، و من در این شب تار نزد تو آمدم و تو را نجات دادم و خود را در خوف و بیم افکندم برای آنکه جد تو در روز قیامت با من خصمی نکند، پس به آن آلتی (وسیله‌ای) که که گچکاران را می‌باشد گیسوهای آن سید عربی را برید و گفت: از این دیار بیرون رو و به سوی مادر خود برنگرد که مبادا من رسوا شوم. امام زاده‌ی مظلوم گفت: چون مصلحت نمی‌دانی که من به نزد مادر خود بروم و بر من منت نهادی و مرا از مردن نجات دادی، بر مادر من نیز منت گذار و او را خبر ده که حیات من باقی است، شاید جزع و زاری و ناله و بی‌قراری او بر من تسکین یابد، و این گیسوهای مرا به نشانه برای او ببر که سخن تو را باور کند. پس در آن شب آن امام زاده گریخت و کسی ندانست که کجا رفت، بنا گفت که: بعد از آن من رفتم و خانه‌ی مادر او را جستم، چون نزدیک آن غم خانه شدم، صدای گریه و نوحه آن سیده را شنیدم، پس خبر حیات پسرش را به او رساندم، و او را شاد گردانیدم و برگشتم.


جلاء العیون، تألیف علامه مجلسی، صفحه ۷۲۷-۷۲۸، چاپ انتشارات راز توکل



بر منصور دوانیقی زنازاده لعنت

  • ۲۸ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۰۶
  • خادم المهدی


شدت دشمنی ابو حنیفه لعنت الله علیه (امام اعظم اهل سنت عمری) با امام صادق علیه السلام


وقال أبو حنيفة إني باريت أقوال جعفر بن محمّد الصادق في جميع الأحكام والمسائل فعملت بعكسه وما فاتني الّا إنّي لا أعلم أنه إذا ركع في صلاه هل يفتح عينيه أو يغمضهما حتّى أعمل بخلافه.


ابو حنیفه روزی به مريدانش گفت: من می‌خواهم بدانم که جعفر بن محمد (عليهما السلام) در سجده چشم‌ها را می‌بندد یا باز می‌گذارد! گفتند چرا؟ گفت: می‌خواهم ببینم اگر جعفر بن محمد (علیهما السلام) چشم‌ها را در سجده می‌بندد، من باز بگذارم، و اگر او چشم‌ها را در سجده باز می‌گذارد، من ببندم. پس حال که نمی‌دانم، وقتی به سجده می‌روید، يک چشم خود را ببندید و چشم دیگر را باز بگذارید، تا در هر صورت، بر خلاف جعفر بن محمد (عليهما السلام) عمل کرده باشید!


زهر الربیع، تألیف سید نعمت الله جزایری رحمه الله، صفحه ۴۸۳



پی نوشت: کار ابو حنیفه به جایی رسیده بود که هر پرسشی را از او می‌کردند، کاملا برخلاف سخن امام صادق علیه السلام پاسخ می‌داد. با این که ابو حنيفه هر چه از دین می‌دانست را از جلسات درسی امام صادق علیه السلام فرا گرفته بود، ولی از روی بغض و حسادتی که نسبت به اهل بیت علیهم السلام داشت، هر آنچه را که از ایشان یاد گرفته و يا شنیده بود را بر خلاف آن حضرت فتوا داده بود، و فقط موضوع باز يا بسته بودن چشم را از حضرت نمی‌دانست که آن را هم با فتوای فوق حل نمود! همچنین فتوای مذهب ابو حنيفه در تکفیر روافض يا همان شیعیان که خلفای جور و سنت‌های ایشان را رفض و يا رد نموده‌اند مشهور می‌باشد. در بسياری از کتب علمای حنفی بر اين فتوای تکفیر تأکید گرديده است و از آن به عنوان باور صحیح و مسلم در مذهب ابو حنیفه ياد شده است.

  • ۰۵ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۴۶
  • خادم المهدی