محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۲۷ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است


مدح جناب ابو لولو رحمه الله توسط شاعر عاشورایی


سید حمزه کوچک ورامینی، متخلص به «حمزه كوچک» که از او به عنوان نخستین شاعر عاشورایی در قرن هشتم هجری یاد می‌کنند، و شعرهای زیادی در مدح ائمه علیهم السلام خصوصا شاه شهیدان امام حسین علیه السلام دارد، در قصیده خود می‌گوید:


دلی که نیست درو مهر شبر و شبیر

مخوانش دل که بود سنگ سخت یا آهن


دلم به حب حسین و حسن چنان نازد

که قوم موسی عمران به وادی ایمن


هوای مهر حسین و حسن ز قول رسول

به روز حشر بود دافع بلا و محن


خنک روان ابو لؤلؤ شجاع زمان

که بر سرای نبوت رسوم قنبر داشت


به ضربتی که زد آن مرد پاک دین در آس

اساس شاذی آل نبی معمر داشت


چو بود یاور دین رسول و یار علی

امان و مرحمت کردگار یاور داشت


هلاک دشمن دین مرد دین داری بود

خوشا کسی کی به حق این حدیث باور داشت


کنون نشاط کن وشاد زی و عشرت ساز

چو حق تعالی ابو لؤلؤ مظفر داشت


بساز آلت چنگال در نهم ز ربیع

چو ایزدت همه فتح و ظفر مقرر داشت


مدام صورت عیش و نشاط و کام و مراد

خدای عز و جل شیعه را مخمر داشت


تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع صفویه، تالیف رسول جعفریان، صفحه ۸۳۵


  • ۲۹ آبان ۹۷ ، ۰۰:۲۷
  • خادم المهدی


پر نجف باشد الهی سال مولا دوستان

سیر ایوان طلا از سیر عالم خوشترست

آسمان کاغذ شود، جنگل قلم، دریا جوهر 

هر چه از حیدر بگویند باز از او کمتر است


آخوند ملا علی زنجانی از فضلای معاصرین در کتاب معدن الاسرار از استادش شیخ محمد تقی اصفهانی رحمه الله روایت کرده که در نجف اشرف طالب علمی گفت: رفیق من در کربلا ناخوش شد و او را گذاشتم و رفتم به نجف. آنجا در خواب دیدم که رفیق من در صحرای نجف است، به او گفتم: چگونه آمدی؟ «گفت: وفات کردم و مرا در قبر گذاشتند، دیدم دو نفر وارد قبر من شدند و سؤال کردند از اعتقادات من، من از هیبت ایشان هراسان شدم، ناگاه شخصی نورانی پیدا شد و به آن دو نفر گفت: من نگفتم به شما که به طالبين علم کار نگیرید! آن دو نفر غایب شدند.» «پس فرمود که من علی بن ابی طالبم، با من به نجف می‌آیی؟ یا در جوار فرزند من می‌مانی؟ من از خوف آن دو ملک عرض کردم با شما می‌آیم. چون معلوم شد، رفیق من در آن وقت در کربلا وفات یافته بود.»


کبریت احمر فی الشرایط المنبر، تالیف آیت الله محمد باقر بیرجندی، صفحه ۷۸۱، چاپ انتشارات نغمه‌ی قرآن

  • ۱۸ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۱۷
  • خادم المهدی


گر شود کافه ی مردم به حساب آلوده

قهوه ی چشم تو فالی ست به خواب آلوده


زودتر می شکند توبه ی خشک از آن روی

سر سجاده کنم لب به شراب آلوده


نام ما را بنویسید به ایوان نجف

نشد از نام سگ کهف، کتاب آلوده


زیر سنگ است به عشق تو علی جان دستم

تا عقیق یمنی شد به رکاب آلوده


دامن عصمتم از گَرد عبادت پاک است

نشود بنده ی حیدر به ثواب آلوده


زآشنایان چه توقع ز غریبان چه ملال

در محیطی که نشد بحر به آب آلوده


معنی از خیر گذشتن به درش بگذر باز

حیف از آن لب که بگردد به عتاب آلوده


شاعر: محمد سهرابی (معنی)

  • ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۳۱
  • خادم المهدی