محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۸ مطلب با موضوع «دفاع از مکتب تشیع» ثبت شده است


استدلال فوق العاده امام صادق علیه السلام درباره توسل در مناظره با ابو حنیفه


مهم‌ترین پیشوا در میان پیشوایان مذاهب فقهی چهارگانه عمری‌ها، ابو حنیفه نعمان است که مذهب او به نام مذهب حنفی مشهور می‌باشد، و پیروان این مذهب نزدیک به ۸۰ درصد از اهل سنتِ خلفاء در زمان کنونی را تشکیل می‌دهند. با این ‌که او ابتدا دو سال در محضر آن بزرگوار نشسته بود و دانش خود را مدیون ایشان بود، از جمله کسانی است که به مکتب سازی در مقابل ایشان پرداخت و تمامی تلاش خود را در مخالفت با مکتب امام صادق علیه السلام و خرده‌گیری به حضرت انجام می‌داد.


ابی الفتح کراجکی رضوان الله علیه عالم بزرگ شیعه روایت کرده است:


ذَکَرُوا أَنَّ أَبَا حَنِیفَةَ أَکَلَ طَعَاماً مَعَ الْإِمَامِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَلَمَّا رَفَعَ الصَّادِقُ ع یَدَهُ مِنْ أَکْلِهِ قَالَ‏ الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ اللَّهُمَّ هَذَا مِنْکَ وَ مِنْ رَسُولِکَ ص فَقَالَ أَبُو حَنِیفَةَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ جَعَلْتَ مَعَ اللَّهِ شَرِیکاً فَقَالَ لَهُ وَیْلَکَ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ فِی کِتَابِهِ‏ وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ‏ مِنْ‏ فَضْلِهِ‏ وَ یَقُولُ فِی مَوْضِعٍ آخَرَ وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ‏ فَقَالَ أَبُو حَنِیفَةَ وَ اللَّهِ لَکَأَنِّی مَا قَرَأْتُهُمَا قَطُّ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَ لَا سَمِعْتُهُمَا إِلَّا فِی هَذَا الْوَقْتِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع بَلَى قَدْ قَرَأْتَهُمَا وَ سَمِعْتَهُمَا وَ لَکِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَنْزَلَ فِیکَ وَ فِی أَشْبَاهِکَ‏ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها وَ قَالَ‏ کَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُون‏.


روزی ابو حنیفه با امام صادق علیه السلام بر سر سفره بودند. هنگامی که غذا خوردن امام صادق علیه السلام تمام شد فرمود: «سپاس مخصوص خدای جهانیان است. خدایا این طعام از جانب تو و پیامبر صلی الله علیه و آله تو برای ما آمده». ابو حنیفه اعتراض کرد: «ای ابا عبد الله (کنیه امام صادق علیه السلام)! آیا برای خدا شریک قائل شدی؟». امام فرمود: «وای بر تو! همانا خداوند در کتاب خود در آیه ۷۴ سوره توبه فرموده است: «و هرگز درصدد انتقام برنیامدند مگر بعد از آنکه خدا و رسولش ایشان را از فضل خود بی‌نیاز کردند» یا در آیه ۵۹ سوره توبه نخوانده‌ای: «اگر ایشان به آن چه که خدا و فرستاده او عطا کردند راضی شوند و بگویند تکیه‌گاه ما خداست، خداوند و فرستاده‌اش به ما از فضل الهی می دهند». پس ابو حنیفه گفت: «گویا من این دو آیه را از کتاب خدا نخوانده‌ام و نشنیده‌ام جز همین الآن». امام فرمود: «بلکه تو آن دو آیه را خوانده‌ای ولی خداوند درباره‌ی تو و امثال تو نازل فرموده است: «آیا بر دل‌هایشان قفلی زده شده؟» یا (اعمال ایشان بر دل‌هایشان زنگار زده)».


کنز الفوائد، تالیف ابی الفتح کراجکی، جلد ۲، صفحه ۳۶-۳۷، چاپ دار الاضواء



الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة اهل البیت علیهم السلام

  • خادم المهدی


السّلام علیکِ أیّتها الصّدّیقة الشّهیدة


دفاع امیر المومنین علی (علیه السلام) از همسرش و قصد کشتن عمر


یکی از شبهاتی که جماعت عمریه برای رد عقیده شیعه مبنی بر حمله عمر بن خطاب به خانه اهل بیت (علیهم السلام) و به تبع آن شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر اثر ضربه این ملعون مطرح می کنند این است که "چطور فاتح خیبر و کسی که جنگاوری و دلاورمردی او زبانزد خاص و عام بود اجازه داد شخص (بزدلی) همچون عمر همسرش را کتک بزند و در برابر او و یارانش سکوت کرد"


اینکه مخالفان و دشمنان شیعه چنین شبهاتی را مطرح کنند تعجبی نیست، تعجب و افسوس آنجاست که متاسفانه عده ای شیعه نما دانسته یا از روی بی اطلاعی چنین اراجیفی را مطرح کنند و وانمود کنند که این عمل امیرالمومنین (علیه السلام) به خاطر وحدت ! با قاتلین همسرش بوده است.


اما به راستی آیا امیر المومنین علی (علیه السلام) از همسرشان دفاع نکردند؟


پاسخ به نقل از کتاب سلیم این قیس هلالی:


عمر به مردمی که در اطرافش بودند دستور داد هیزم جمع کنند، خودش نیز همراه آنان هیزم جمع کرد و آن را در اطراف خانه علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) و فرزندانش قرار دادند. آنگاه عمر به گونه ای که علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) بشنوند ندا کرد: به خدا سوگند باید از خانه خارج شده و با خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیعت کنی وگرنه تو را به آتش خواهم کشید.

فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: ای عمر، ما را با تو چه کار؟

عمر گفت: در را باز کن وگرنه خانه تان را به آتش می کشیم.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ای عمر آیا از خدا نمی ترسی و وارد خانه من می شوی؟

عمر دست برنداشت و آتش خواست و با آن، درب خانه را به آتش کشید سپس در را فشار داد و وارد خانه شد.

در این هنگام فاطمه (سلام الله علیها) در مقابل او در آمد و فریاد کشید: یا أبتاه، یا رسول الله!

عمر شمشیر را در حالی که غلاف بود بالا برد و با آن به پهلوی فاطمه (سلام الله علیها) زد و آن حضرت ناله زد: یا رسول الله!

عمر ملعون اینبار تازیانه را بالا برد و با آن به بازوی حضرت زد و آن حضرت فریاد کشید: یا رسول الله! ابوبکر و عمر چه رفتار بدی با بازماندگانت کردند.

ناگهان علی (علیه السلام) از جا برخواست و گریبان عمر را گرفت و او را کشید و بر زمین زد و بر بینی او کوبید و گلویش را فشار داد و خواست او را به قتل برساند که سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سفارشی را که به او کرده بود به یاد آورد و فرمود: ای پسر صحاک! سوگند به خدایی که محمد (صلی الله علیه و آله) را به سبب نبوّت گرامی داشت اگر نبود تقدیر خداوند که گذشته و اگر نبود عهدی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با من قرار داده می دانستی که نمی توانی وارد خانه من شوی.

عمر کسی را برای درخواست کمک فرستاد و مردم هجوم آوردند و وارد خانه شدند و علی (علیه السلام) به سمت شمشیر خود هجوم برد. قنفذ چون خشم و ناراحتی علی (علیه السلام) را دید از ترس اینکه آن حضرت با شمشیر بیرون بیاید به سوی ابوبکر بازگشت.

ابوبکر به قنفذ دستور داد: برگرد اگر علی (علیه السلام) بیرون آمد که هیچ و الّا به خانه اش هجوم ببرید و اگر مانع شد خانه اش را به آتش بکشید.

قنفذ ملعون بازگشت و به همراه اصحابش بدون اجازه و به زور وارد خانه شد. علی (علیه السلام) به طرف شمشیر خود خیز برداشت ولی آن ها زودتر به سراغ آن رفتند و با تعداد زیادشان او را محاصره کردند؛ عده ای از آنان شمشیر به دست به آن حضرت حمله ور شده و طنابی به گردنش انداختند. جلوی درب خانه فاطمه (سلام الله علیها) بین آن ها و علی (علیه السلام) قرار گرفت. قنفذ لعین با تازیانه چنان ضربه ای به فاطمه (سلام الله علیها) زد که هنگام وفات حضرت ضربه او مانند دستبندی بر بازوی حضرت نمایان بود، خدا قنفذ و عمر را لعنت کند!

سپس علی (علیه السلام) را کشان کشان برده و به ابوبکر لعین رساندند، در این حال عمر با شمشیر بالای سر او ایستاده بود و خالد بن ولید و ابوعبیده بن جرّاح و بشیر بن سعد و سایر مردم با سلاح های خود اطراف ابوبکر را گرفته بودند ...


سلمان گفت: وقتی که علی (علیه السلام) را به سوی ابوبکر می کشیدند آن حضرت چنین می فرمود: به خدا سوگند اگر شمشیرم در دستم قرار می گرفت می فهمیدید که هرگز نمی توانستید بر این کار دست بیابید. به خدا قسم از این با شما جهاد می کنم خود را سرزنش نمی کنم و اگر چهل مرد برایم فراهم می شد جمع شما را متفرق می کردم ولی خداوند لعنت کند اقوامی که با من بیعت کردند و سپس مرا تنها گذاشتند ...


کتاب سلیم بن قیس هلالی (اسرار آل محمد)، تحقیق محمد باقر الأنصاری الزنجانی ، نشر الهادی، صفحه ۱۴۸ـ۱۵۲



پی نوشت:

عده ای در تلاش اند تا در صحت کتاب سلیم شبهه وارد کنند اما غالب علمای شیعه به آن اعتماد کرده اند.


روایات رسیده از ناحیه مقدس اهل بیت (علیهم السلام) نیز بر صحت مطالب این کتاب تاکید دارد


ابان بن ابی عیاش این کتاب را با حضور جمعی از بزرگان شیعه برای امام سجاد علیه السلام خواند. این کار سه روز به دراز کشید. امام همه مطالب کتاب را تایید کرد و گواهی داد که سلیم بن قیس راست گفته است.


عمر بن اذینه نیز بار دیگر آن را برای امام باقر علیه السلام خواند. امام باقر نیز با شنیدن مطالب آن گریان شد و به درستی آن گواهی داد.


امام صادق علیه السلام نیز فرمود:«آن کس از دوستان و شیعیان ما که کتاب سلیم بن قیس هلالی نزدش نباشد، چیزی از امر (ولایت) ما نزدش نیست. این کتاب الفبای شیعه و یکی از اسرار آل محمد صلی الله علیه و آله است.»


منابع:

مقدمه کتاب سلیم بن قیس به قلم علوی حسینی نجفی چاپ دارالکتاب الاسلامیه؛

معجم رجال الحدیث ۸ /۲۱۶؛

سفینه البحار ۴ / ۲۶۰؛

قاموس الرجال ۵ / ۲۲۷

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۰۷
  • خادم المهدی


بزرگترین سند حقانیت شیعه


یا فاطمه من عقده دل وا نکردم / گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم


چشم انتظارم مهدی بیاید / تا تربتت را پیدا نماید


ای قبر ناپیدای تو شمع دل ما / ای با تولّایت عجین آب و گل ما


تا کی به یادت دلها پریشان / تا کی مزارت از دیده پنهان


کی گفته تو در دامنِ صحرا بسوزی / در بیت الاحزان یکّه و تنها بسوزی


جای تو نبوَد در دشت و صحرا / مظلومه زهرا مظلومه زهرا


بزرگترین سند حقانیت شیعه قبر مخفی شده صدیقه الشهیده فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) است که به سند رسوایی جماعت عمریه تبدیل شده است.


جماعت مخالفین و پیروان خلفای جور باید پاسخ این سوال تاریخی را بدهند که چرا و به چه علت هیچ اثری از مکان دفن تنها فرزند رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) که به فرموده خود حضرت پاره تن ایشان بود موجود نیست؟


پیروان همه ادیان و مذاهب (چه ادیان الهی و چه ادیان غیر الهی) احترام به فرزندان و خانواده رهبران و بزرگان خود چه در زمان حیات و چه بعد از وفات آنان را واجب می دانند حال سوال اساسی ما از جماعت مخالفین اینجاست:


مگر نه اینکه خدای عز و جل در قرآن کریم اجر زحمات طاقت فرسای رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در تبدیل یک قوم وحشی و سوسمار خور و بت پرست به یک قوم موحد و خداپرست را مودت و تکریم اهل بیت (علیهم السلام) آن حضرت دانسته و آن را واجب کرده است و خود حضرت بارها به این مسئله اشاره فرمودند؛ پس این چه رسم و بدعتی بود که خلفای جور شما در دین گذاشتند؟؟


چرا در کتب خود شما جماعت عمری بخصوص صحیح بخاری با سند صحیح آمده که زهرای مرضیه با غضب از آن دو نفر از دنیا رفتند؟؟


مگر نه اینکه در کتب شیعه و سنی به سند صحیح آمده که: "هرکس امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا می رود"؟


آیا سرور زنان عالم که به سند صحیح از بخاری تا آخر عمر از ابوبکر غضبناک بود و با او بیعت نکرد نعوذ بالله به مرگ جاهلیت از دنیا رفتند یا نه خلافت ابوبکر باطل بود؟؟؟


چرا و به چه علت نباید هیچ اثر و نشانی از تنها یادگار رسول الله (صلی الله علیه و آله) وجود داشته باشد؟؟


چرا مادر پهلو شکسته سادات اصرار داشتند شبانه و به صورت مخفیانه دفن شوند و هیچکس جز اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) در مراسم تدفین سرور زنان عالم نباشد مگر ایشان تنها یادگار رسول الله (صلی الله علیه و آله) نبودند ؟؟ از چه کسی هراس داشتند علت هراس ایشان چه بود؟؟


جماعت عمریه یا جواب این سوالات تاریخی را بدهید یا بطلان مذهبتان را اعتراف کنید.


آری بزرگترین سند حقانیت شیعه مظلومیت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) و قبر مخفی شده اوست.


به امید تعجیل در فرج منتقم خون به ناحق ریخته صدیقه الشهیده (سلام الله علیها) و اباعبدالله الحسین (علیه السلام).



یا فاطمه جان


چشم انتظارم مهدی بیاید / تا تربتت را پیدا نماید ...

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۱۶ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۴۲
  • خادم المهدی