محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۲۰ مطلب با موضوع «دفاع از مکتب تشیع» ثبت شده است


بیعت ابی بکر و عمر با امیر المومنین علیه السلام در غدیر


سلیم بن قیس تابعی جلیل القدر روایت کرده است:


قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِي وَقْتِ الظَّهِيرَةِ وَ أَمَرَ بِنَصْبِ خَيْمَةٍ وَ أَمَرَ عَلِيّاً (صلوات الله علیه) أَنْ يَدْخُلَ فِيهَا وَ أَوَّلُ مَنْ أَمَرَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص هُمَا أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ فَلَمْ يَقُومَا إِلَّا بَعْدَ مَا سَأَلَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَلْ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ هَذِهِ الْبَيْعَةُ فَأَجَابَهُمَا نَعَمْ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا وَ اعْلَمَا أَنَّ مَنْ نَقَضَ هَذِهِ الْبَيْعَةَ كَافِرٌ وَ مَنْ لَمْ يُطِعْ عَلِيّاً كَافِرٌ فَإِنَّ قَوْلَ عَلِيٍّ قَوْلِي وَ أَمْرَهُ أَمْرِي فَمَنْ خَالَفَ قَوْلَ عَلِيٍّ وَ أَمْرَهُ فَقَدْ خَالَفَنِي وَ بَعْدَ مَا أَكَّدَ عَلَيْهِمْ هَذَا الْكَلَامَ أَمَرَهُمْ بِالْإِسْرَاعِ فِي الْبَيْعَةِ فَقَامَا وَ دَخَلَا عَلَى عَلِيٍّ (صلوات الله علیه) وَ بَايَعَاهُ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَالَ عُمَرُ عِنْدَ الْبَيْعَةِ بَخْ بَخْ لَكَ يَا عَلِيُّ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ثُمَّ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سَلْمَانَ وَ أَبَا ذَرٍّ بِالْبَيْعَةِ فَقَامَا وَ لَمْ يَقُولَا شَيْئاً ...


پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام ظهر به پا خاست و دستور داد تا خیمه‌ای نصب کردند، و به علی علیه السلام دستور داد تا داخل آن شود. اول کسی که پیامبر صلی الله علیه و آله به آنان دستور داد ابو بکر و عمر بودند. آن دو بلند نشدند مگر بعد از آنکه از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: آیا این بیعت به امر خداست؟ حضرت جواب داد: آری، از امر خداوند عز و جل است، و بدانید که هر کس این بیعت را بشکند کافر است، و هر کس از علی علیه السلام اطاعت نکند کافر است، چرا که سخن علی سخن من، و امر او امر من است. هر کس با سخن علی و امر او مخالفت کند با من مخالفت کرده است. بعد از آنکه حضرت این سخن را بر آنان تاکید کرد دستور داد تا هر چه زودتر بیعت کنند. آن دو برخاستند و نزد علی علیه السلام رفتند و به عنوان امیر المومنین با او بیعت کردند. عمر هنگام بیعت گفت: خوشا به حالت ای علی، صاحب اختیار من و هر مرد و زن مومنی شدی. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به سلمان و ابی ذر دستور بیعت داد. آن دو برخاستند و بیعت کردند و سخنی نگفتند.


كتاب سليم بن قيس هلالی معروف به اسرار آل محمد، ج‏لد ۲، صفحه ۸۲۹، چاپ انتشارات دلیل ما



غزالی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام نیز در باره تبریک و تهنیت عمر بن صحاک و پیمانى که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نويسد:


واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.


از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) اين گونه تبریک گفت: «تبریک، تبریک، اى ابو الحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.» اين سخن عمر حكایت از تسليم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثير هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغيير داد و با لشکرکشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصادیق اين سخن شد: «فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا». پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‌‏اى كردند...


سر العالمین و کشف ما فی الدارین، تالیف غزالی، صفحه ۲۳، چاپ موسسه الحکمة



  • ۲۳ مرداد ۹۸ ، ۰۲:۰۱
  • خادم المهدی


تواتر قسیم جهنم و بهشت بودن امیر المومنین علیه السلام


شیخ الاسلام علامه مجلسی قدس الله روحه الشریف می‌نویسد:


ولا شك في تواترها، ولا يريب عاقل في أن من كان قسيم الجنة والنار لا يكون تابعا لغيره ، وكيف يجوز عاقل أن يكون الامام محتاجا في دخول الجنة إلى إذن أحد من رعيته ؟ مع أنه لا يخفى على منصف تتبع الآثار أن من تقدم عليه كانوا أعداءه ، وقد اشتمل تلك الأخبار على أنه يدخل أعداءه النار ، فالحمد لله الذي رزقنا ولايته وولاية الأئمة من ذريته الأخيار.


و شکی نیست در تواتر روایاتی که دلالت می‌کند بر اینکه امیر المومنین علیه السلام تقسیم‌کننده بهشت و جهنم است، و هیچ عاقلی تردید نمی‌کند در اینکه تقسیم‌کننده بهشت و جهنم تابع شخص دیگری نمی‌شود؛ چگونه ممکن است شخص عاقلی بپذیرد که امام، برای بهشت رفتن محتاج اجازه یکی از رعیت خودش باشد؟ ضمن اینکه بر شخص منصف که تتبع در آثار می‌کند پوشیده نیست که کسانی که بر امیر المومنین علیه السلام تقدم جستند، دشمنان آن حضرت بودند و آن اخبار (متواتر) مشتمل است بر اینکه آن حضرت دشمنانش را داخل در آتش جهنم می.کند. پس سپاس خدایی را که ولایت امیر المومنین و امامان از نسل نیک او (علیهم السلام) را روزی ما کرد.


بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۳۹، صفحه ۲۱۰، چاپ دار احیاء التراث العربی


  • ۲۸ تیر ۹۸ ، ۰۰:۳۶
  • خادم المهدی

مناظره حضرت آقا امام صادق علیه السلام با ابو حنیفه در مورد بطلان قیاس


شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:


محمد بن عبيد، عن حماد، عن محمد بن مسلم قال: دخل أبو حنيفة على أبي عبد الله عليه السلام فقال له: إني رأيت ابنك موسى يصلي والناس يمرون بين يديه فلا ينهاهم، وفيه ما فيه فقال أبو عبد الله عليه السلام: ادع لي موسى، فلما جاءه قال: يا بني إن أبا حنيفة يذكر أنك تصلي والناس يمرون بين يديك فلا تنهاهم، قال: نعم يا أبه إن الذي كنت اصلي له كان أقرب إلي منهم، يقول الله تعالى: نحن أقرب إليه من حبل الوريد. قال: فضمه أبو عبد الله عليه السلام إلى نفسه وقال: بأبي أنت وامي يا مودع الأسرار. فقال أبو عبد الله عليه السلام: يا أبا حنيفة القتل عندكم أشد أم الزنا؟ فقال بل القتل، قال: فكيف أمر الله في القتل بشاهدين وفي الزنا بأربعة؟ كيف يدرك هذا بالقياس؟، يا أبا حنيفة ترك الصلاة أشد أم ترك الصيام؟ قال: بل ترك الصلاة، قال: فكيف تقضي المرأة صيامها ولا تقضي صلاتها، كيف يدرك هذا بالقياس؟، ويحك يا أبا حنيفة النساء أضعف على المكاسب أم الرجال؟ قال: بل النساء، قال: فكيف جعل الله للمرأة سهما و للرجل سهمين؟ كيف يدرك هذا بالقياس؟، يا أبا حنيفة الغائط أقذر أم المني؟ قال: بل الغائط، قال: فكيف يستنجى من الغائط و يغتسل من المني؟ كيف يدرك هذا بالقياس؟، ويحك يا أبا حنيفة تقول سأنزل مثل ما أنزل الله؟ قال أعوذ بالله أن أقوله، قال: بلى تقوله أنت وأصحابك من حيث لا تعلمون. قال أبو حنيفة: جعلت فداك حدثني بحديث نحدث به عنك، قال: حدثني أبي محمد ابن علي، عن أبيه علي بن الحسين عليهم السلام، عن أبيه الحسين بن علي عليهما السلام، عن أبيه علي ابن أبي طالب صلوات الله عليهم أجمعين قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: إن الله أخذ ميثاق أهل البيت من أعلى عليين وأخذ طينة شيعتنا منا ولو جهد أهل السماء وأهل الأرض أن يغيروا من ذلك شيئا ما استطاعوه، قال: فبكى أبو حنيفة بكاء شديدا وبكى أصحابه ثم خرج وخرجوا.


روزى ابو حنيفه بر امام جعفر صادق صلوات الله عليه وارد شد و گفت: «من فرزندت، موسی (امام كاظم صلوات الله عليه) را ديدم كه نماز می‌خواند و مردم از جلوى او رفت و آمد می‌كردند و او آن ها را نهی نمی‌كرد، با اين كه رفت و آمدها مانع معنويت می‌باشد.» حضرت امام صادق صلوات الله عليه فرمودند: «موسی را برایم فراخوانید.» پس زمانی که او آمد امام صادق علیه السلام فرمودند: «ای فرزندم! ابو حنيفه چنين می‌گويد كه در حال نماز بودی و مردم از جلوی تو رفت و آمد می‌كرده‌اند و مانع آن‌ها نمی‌شدی.» امام کاظم صلوات الله علیه پاسخ دادند: «بله ای پدرم؛ چون آن كسی كه برایش نماز می‌خواندم برای من از آن افرادی که جلوی من عبور و مرور می‌کردند، نزدیک‌تر بود. خداوند متعال می‌فرماید: ما از شاهرگ به او نزدیک‌تر هستیم.» پس امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرزند خود را در آغوش گرفت و فرمود: «پدر و مادرم فداى تو باد، كه نگه دارنده علوم و اسرار  هستى.» بعد از آن امام صادق صلوات الله علیه به ابو حنيفه فرمودند: «حكم قتل نزد شما شديدتر و مهم‌تر است، يا حكم زنا؟» ابو حنيفه گفت: «قتل شديدتر است.» امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر چنين است، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته، ولى شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است؟!» سپس حضرت فرمودند: «بنا بر اين بايد توجه داشت كه نمی‌توان احكام دين را با قياس استنباط كرد. ای ابو حنيفه ترك نماز مهم‌تر است، يا ترك روزه؟» ابو حنيفه گفت: «ترك نماز مهم‌تر است.» حضرت فرمودند: «اگر چنين است پس چرا زنان نمازهاى دوران حيض و نفاس را نبايد قضا كنند، ولى روزه‌ها را بايد قضا نمايند؟ چطور این حکم با قیاس درک می‌شود؟ وای بر تو ای ابو حنیفه.» سپس حضرت در ادامه فرمودند: «آيا نسبت به حقوق و معاملات، زن ضعيف‌تر است، يا مرد؟» ابو حنيفه گفت: «زنان ضعيف و ناتوان هستند.» حضرت فرمود: «اگر چنين است، پس چگونه خداوند متعال سهم مردان را دو برابر سهم زنان قرار داده است؟ چطور این حکم با قیاس درک می‌شود؟!» سپس حضرت فرمودند: «آيا غائط (مدفوع انسان) نجس‌تر است يا منی؟!» ابو حنيفه گفت : «غائط.» حضرت فرمودند: «اگر چنين است، پس چرا غائط با قدری آب يا سنگ و كلوخ پاك می‌گردد؛ ولی منی بدون آب و غسل، تطهير نمی‌شود؟ چطور این حکم با قیاس درک می‌شود؟! وای بر تو ای ابو حنیفه! تو می گویی به زودی نظير آنچه را خدا نازل كرده است نازل مى‌كنم.» ابو حنیفه گفت: پناه می‌برم به خدا از این که این جمله را گفته باشم.» امام فرمودند: «بله، آن جمله را می‌گویی؛ تو و اصحابت از هر چیزی که نمی‌دانید، می‌گویید.» ابو حنیفه گفت: «فدايت گردم، حديثى براى ما بيان فرما، كه آن را از شما نقل کنم.» امام صادق علیه السلام فرمودند: «پدرم محمد بن علی (امام باقر صلوات الله علیه) از پدرش علی بن حسین از پدرش حسین بن علی از پدرش حضرت امير المومنين على بن ابی طالب صلوات الله علیهم اجمعین روايت كرده است، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: خداوند متعال ميثاق و طينت اهل بيت رسول خدا صلوات الله عليهم را از اعلی عليين آفريده است. و طينت و سرشت شيعيان ما را از خمير ماست و چنانچه اهل آسمان و اهل زمین بخواهند كه تغييرى در آن به وجود آورند هرگز نخواهند توانست.» ابو حنيفه به شدت گريان شد؛ و اصحابش نیز گریه کردند؛ سپس او خارج شد و اصحابش نیز خارج شدند.


الاختصاص، تالیف شيخ مفيد، صفحه ۱۸۹-۱۹۰، چاپ موسسه النشر الاسلامی


  • ۱۲ تیر ۹۸ ، ۰۷:۰۰
  • خادم المهدی