محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۱۰ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است


ولایت و انوار ائمه معصومین علیهم السلام در معراج


شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است:


٢٧- حدثنا محمد بن إبراهيم بن اسحاق الطالقاني قال: حدثنا محمد بن همام قال: حدثنا أحمد بن بندار قال: حدثنا أحمد بن هلال عن محمد بن أبي عمير عن المفضل بن عمر عن الصادق جعفر بن محمد عن أبيه عن آبائه عن أمير المؤمنين عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: لما اسرى بى الى السماء اوحى الى ربى جل جلاله فقال: يا محمد اني اطلعت الى الأرض اطلاعا فاخترتك منها فجعلتك نبيا وشققت لك من اسمى اسما فانا المحمود وأنت محمد ثم اطلعت الثانيه فاخترت منها علي وجعلته وصيك وخليفتك وزوج ابنتك وأبا ذريتك وشققت له اسما من اسمائي فانا العلى الاعلى وهو على وجعلت فاطمه والحسن والحسين من نوركما ثم عرضت ولايتهم على الملائكه فمن قبلها كان عندي المقربين يا محمد لو ان عبدا عبدنى حتى ينقطع ويصير كالشن البالى ثم اتانى جاحدا لولايتهم اسكنته جنتي ولا اظللته تحت عرشى يا محمد اتحب ان تراهم؟ قلت: نعم يا ربى فقال عز وجل: ارفع راسك فرفعت راسى فإذا انا بانوار على وفاطمة والحسن والحسين وعلى بن الحسين ومحمد بن على وجعفر بن محمد وموسى بن جعفر وعلى بن موسى ومحمد بن على وعلى بن محمد والحسن بن على والحجه بن الحسن القائم في وسطهم كانه كوكب درى قلت: رب من هؤلاء؟ قال: هؤلاء الائمه وهذا القائم الذي يحل حلالى ويحرم حرامى وبه انتقم من اعدائي وهو راحه لاوليائي وهو الذي يشفى قلوب شيعتك من الظالمين والجاحدين والكافرين فيخرج اللات والعزى طريين فيحرقهما فلفتنه الناس بهما يومئذ اشد من فتنه العجل والسامري.


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: شبی که مرا به آسمان بردند، خداوند به من وحی کرد که ای محمد، من بر زمین نظر کردم، تو را اختیار کردم و نبی گردانیدم و از نام‌های خود برای تو نامی اشتقاق کردم، من محمودم و تو محمد، پس دومین بار نظر کردم و اختیار کردم از آن علی را و او را وصی و خلیفه و شوهر دختر تو و پدر ذریه تو گردانیدم و نام او را از نام های خود اشتقاق کردم منم علی اعلی و اوست علی و گردانیدم فاطمه و حسن و حسین را از نور شما، سپس عرضه کردم ولایت ایشان را بر ملائکه، هر که قبول کرد نزد من از مقربان شد، ای محمد اگر عبدی مرا عبادت کند تا همچو کهنه پوستی شود سپس نزد من بیاید و منکر ولایت ایشان باشد، او را در بهشت خود ساکن نکنم و در عرش خود سایه بر او نگسترم. ای محمد آیا دوست داری ایشان را ببینی؟ گفتم: آری ای پروردگار. گفت: سر بردار، سر برداشتم دیدم انوار علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و حجت بن حسن قائم در میان ایشان گویا ستاره درخشان بود، گفتم: یا رب، اینان چه کسانی هستند؟ فرمود: این‌ها امامانند و این قائم است که حلال مرا حلال و حرام مرا حرام می‌کند و با او انتقام می‌ستانم از دشمنان خود، او راحت دوستان من و شفا دهنده دل‌های شیعیان تو از ظالمان، منکران و کافران است، بیرون می آورد لات و عزی را و آن‌ها را می‌سوزاند، همانا گمراهی مردمان در آن روز بدتر باشد از فتنه گوساله و سامری.


عیون اخبار الرضا، تالیف شیخ صدوق، جلد ۱، باب ۶، حدیث ۲۷، صفحه ۶۰-۶۱، چاپ منشورات الشریف الرضی


  • ۳۰ تیر ۹۸ ، ۰۱:۰۷
  • خادم المهدی


تواتر قسیم جهنم و بهشت بودن امیر المومنین علیه السلام


شیخ الاسلام علامه مجلسی قدس الله روحه الشریف می‌نویسد:


ولا شك في تواترها، ولا يريب عاقل في أن من كان قسيم الجنة والنار لا يكون تابعا لغيره ، وكيف يجوز عاقل أن يكون الامام محتاجا في دخول الجنة إلى إذن أحد من رعيته ؟ مع أنه لا يخفى على منصف تتبع الآثار أن من تقدم عليه كانوا أعداءه ، وقد اشتمل تلك الأخبار على أنه يدخل أعداءه النار ، فالحمد لله الذي رزقنا ولايته وولاية الأئمة من ذريته الأخيار.


و شکی نیست در تواتر روایاتی که دلالت می‌کند بر اینکه امیر المومنین علیه السلام تقسیم‌کننده بهشت و جهنم است، و هیچ عاقلی تردید نمی‌کند در اینکه تقسیم‌کننده بهشت و جهنم تابع شخص دیگری نمی‌شود؛ چگونه ممکن است شخص عاقلی بپذیرد که امام، برای بهشت رفتن محتاج اجازه یکی از رعیت خودش باشد؟ ضمن اینکه بر شخص منصف که تتبع در آثار می‌کند پوشیده نیست که کسانی که بر امیر المومنین علیه السلام تقدم جستند، دشمنان آن حضرت بودند و آن اخبار (متواتر) مشتمل است بر اینکه آن حضرت دشمنانش را داخل در آتش جهنم می.کند. پس سپاس خدایی را که ولایت امیر المومنین و امامان از نسل نیک او (علیهم السلام) را روزی ما کرد.


بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۳۹، صفحه ۲۱۰، چاپ دار احیاء التراث العربی


  • ۲۸ تیر ۹۸ ، ۰۰:۳۶
  • خادم المهدی


بالاتر بودن فضیلت لعن از صلوات


علامه شیخ ابو الحسن نجفی رازی رضوان الله علیه می‌نویسد:


نقل من خط محمد بن الحسن الحر العاملي المجاور بالمشهد المقدس الرضوي ان أمير المؤمنين كان يطوف بالكعبة فراى رجلا متعلقا باستار الكعبة وهو يصلي على محمد وآله ويسلم عليه ومر به ثانيا ولم يسلم عليه فقال يا أمير المؤمنين لم لم تسلم علي هذه المرة فقال خفت ان اشغلك عن اللعن و هو افضل من السلام ورد السلام ومن الصلوة على محمد وآل محمد .


به خط شیخ حر عاملی رحمه الله در مشهد مقدس روایت شده است که مولا امیر المومنین علیه السلام مشغول طواف خانه خدا بودند، پس مردی را دیدند که پرده کعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد می‌فرستد؛ بر او سلام کردند، و در دور بعد از کنار او عبور کرده و به او سلام نکردند. آن مرد عرض کرد: ای امیر المومنین، چرا این مرتبه به من سلام نکردید؟ حضرت فرمودند: ترسیدم که با سلام کردن به تو تورا از ذکر لعن که مشغول آن بودی بازدارم، زیرا که لعن فضیلتش بیشتر از سلام کردن و و جواب سلام دادن و بیشتر از صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله می‌باشد.


مجمع النورين، تالیف شیخ ابو الحسن نجفی رازی، صفحه ۲۴۳، چاپ انتشارات آل عبا علیهم السلام


  • ۲۷ تیر ۹۸ ، ۰۲:۲۰
  • خادم المهدی