محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۸ ثبت شده است


نامه ابی بکر به پدرش برای بیعت و پاسخ دندانشکن ابی قحافه در دفاع از امیر المومنین علیه السلام به او


شیخ طبرسی رضوان الله علیه روایت کرده است:


أبا قحافة كان بالطائف لما قبض رسول الله صلى الله عليه وآله وبويع لأبي بكر، فكتب ابنه إليه كتابا عنوانه " من خليفة رسول الله إلى أبي قحافة. أما بعد فإن الناس قد تراضوا بي، فإني اليوم خليفة الله، فلو قدمت علينا كان أقر لعينك " قال: فلما قرأ أبو قحافة الكتاب قال للرسول: ما منعكم من علي؟ قال: هو حدث السن وقد أكثر القتل في قريش وغيرها وأبو بكر أسن منه. قال أبو قحافة: إن كان الأمر في ذلك بالسن فأنا أحق من أبي بكر، لقد ظلموا عليا حقه وقد بايع له النبي صلى الله عليه وآله وأمرنا ببيعته. ثم كتب إليه " من أبي قحافة إلى ابنه أبي بكر. أما بعد فقد أتاني كتابك فوجدته كتاب أحمق ينقض بعضه بعضا، مرة تقول خليفة رسول الله صلى الله عليه وآله ومرة تقول خليفة الله ومرة تقول تراضى بي الناس، وهو أمر ملتبس فلا تدخلن في أمر يصعب عليك الخروج منه غدا ويكون عقباك منه إلى النار والندامة وملامة النفس اللوامة لدى الحساب بيوم القيامة، فإن للأمور مداخل ومخارج وأنت تعرف من هو أولى بها منك، فراقب الله كأنك تراه ولا تدعن صاحبها، فإن تركها اليوم أخف عليك وأسلم لك.


ابی قحافه (پدر ابی بکر) در زمان شهادت رسول خدا صلوات الله علیه و آله در طائف بود. بعد از بیعت با ابی بکر، او نامه‌ای به پدرش نوشت به این شرح: از طرف خلیفه رسول خدا به ابی قحافه، اما بعد، همانا مردم به من راضی شدند و امروز من خلیفه خدا هستم، پس اگر پیش ما بیایی نور چشم مایی.


ابی قحافه بعد از خواند نامه به پیک ابی بکر گفت: برای چه علی را از حقش منع کردید؟ پیک ابوبکر گفت: او جوان است و بسیاری از قریش را کشته و ابی بکر از او مسن‌تر است. ابی قحافه به پیک ابی بکر گفت: اگر مسن بودن برای خلافت ملاک باشد که من نسبت به ابی بکر برای خلافت بیشتر بر حق هستم. حقیقتا بر علی و حقش ظلم کردید، در حالی که رسول خدا خودش با او بیعت کرد و مردم را نیز امر به بیعت با علی کرد!


سپس نامه‌ای به فرزندش نوشت به این شرح: از طرف ابی قحافه به پسرش ابی بکر. اما بعد؛ نامه تو به دست من رسید و من آن را نامه یک احمق یافتم که بعضی از آن بعضی دیگر را نقض می‌کند! یک بار در نامه گفتی خلیفه رسول خدا و یک بار گفتی خلیفه خدا و یک بار گفتی مردم به من راضی شدند (و من انتخاب شده مردم هستم؛ کنایه از این که تو خلیفه خدا و رسول نیستی بلکه خلیفه مردم هستی!)  و مشخص است که امر بر تو مشتبه گشته؛ پس در امری داخل نشو که خارج شدن از آن برایت بسیار سخت است و عاقبتت را به سوی آتش (جهنم)‌ و ندامت می‌کشاند و در روز قیامت ملامت خواهی شد.. محل‌های وارد شدن و خارج شدن از امور دنیا بسیار است و تو خود می‌دانی که در این کار از تو سزاوارتر کیست! پس از خدا بپرهیز و این کار را به صاحبش واگذار و اگر اینکار را امروز ترک کنی برایت مجازات سبک‌تری به دنبال دارد. والسلام علیکم.


الاحتجاج، تالیف شیخ طبرسی، جلد ۱، صفحه ۲۲۶-۲۲۷، چاپ دار الاسوة


  • ۳۰ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۱:۵۱
  • خادم المهدی

آیا امام صادق علیه السلام در حدیثی ابی بکر و عمر را «إمامان عادلان قاسطان» نامیده است؟


دیده شده که در فضای مجازی بتریه و عمریه تکه‌ای ناقص از یک روایت را بریده‌اند تا رابطه حسنه اهل بیت علیهم السلام با خلفای غاصب را ثابت کنند و برای غاصبین فضیلت بتراشند بزدلانه با تقطیع و سانسور معنی حدیث را تحریف و عوض کرده‌اند و ادامه این روایت که سند رسوایی آنان و اثبات کفر و جهنمی بودن ابی بکر و عمر است را نیاورده‌اند.


این حدیث که در کتاب شریف احقاق الحق تالیف مرحوم شهید علامه نور الله شوشتری (که بر ضد شبهات عمری‌ها نوشته شده) با وجود داشتن سند ضعیف نه تنها فضیلتی برای ابی بکر و عمر ندارد بلکه کفر و جهنمی بودن آن دو را در نظر امام صادق علیه السلام نشان می‌دهد و اتفاقا علامه شوشتری هم آن را برای اثبات کفر ابی بکر و عمر در کتابش آورده.


متن کامل ترجمه روایت: شخصی از اهل سنت عمری از امام صادق علیه السلام پرسید: نظرتان در مورد عمر و ابوبکر چیست؟ ایشان در جواب فرمودند: والله کانا إمامین عادلین قاسطین کانا على الحق، وماتا علیه، فعلیهما رحمة الله یوم القیامة. هنگامی که آن شخص از مجلس خارج شد، شخصی از خواص حضرت سوال نمود: یا ابن رسول الله! از آنچه که درباره ابی بکر و عمر فرمودید خیلی تعجب نمودم! حضرت فرمودند: آری، آن دو امام اهل دوزخند همان گونه که خداوند سبحان می‌فرماید: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّار» [و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به آتش دوزخ فرا می‌خوانند] (القصص ۲۸،آیه ۴۱) و اما این‌که آن دو قاسط بودند خداوند متعال می‌فرماید: «وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» [و امّا ظالمان آتشگیره و هیزم دوزخند!] (الجن ۷۲، آیه ۱۵) و اما اینکه آن‌دو نفر عادل هستند یعنی از حق عدول کرده‌ا‌ند، همان‌گونه که خداوند در قرآن می‌فرماید: «ثُمَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُون‏» [اما کافران براى پروردگار خود، شریک و شبیه قرار مى‏ دهند] (الانعام ۶، آیه ۱) و مراد از حق که بر آن ماندند امیر المومنین علیه السلام است که او را اذیت نموده و حق او را غصب نمودند، و مراد از این که آن دو تا آخر بر این راه باقی ماندند و از دنیا رفتند، این است که: آن‌دو تا آخر بر عداوت و دشمنی خود باقی ماندند بدون این‌که نادم و پشیمان از کار خود باشند و مراد از رحمت خداوند: رسول الله صلى الله علیه و آله است که «رحمة للعالمین» بود و آن حضرت در آن دنیا خصم و دشمن آن دو و انتقام گیرنده از آن‌ها خواهد بود.


متن عربی: ما روی سأل رجل من المخالفين عن الإمام الصادق عليه السلام و قال : يا ابن رسول الله ! ما تقول في حق أبي بكر و عمر ؟ فقال علیه السلام : إمامان عادلان قاسطان ، كانا علي الحق ، وماتا عليه ، فعليهما رحمة الله يوم القيامة ، فلمّا انصرف الناس قال له رجل من خاصّته: يا ابن رسول اللّه صلی الله علیه و آله لقد تعجّبت ممّا قلت في حقّ أبي بكر وعمر، فقال: نعم، هما إماما أهل النار، كما قال اللّه سبحانه: و جعلناهم أئمّة يدعون إلي النار (قصص: ۴۱) و أما القاسطان فقد قال الله تعالى : وأما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا (جن: ۱۵) وأما العادلان فلعدولهم عن الحق كقوله تعالى ثم الذين كفروا بربهم يعدلون (انعام: ۱) والمراد من الحق الذي كانا مستوليين عليه هو أمير المؤمنين عليه السلام حيث أذياه وغصبا حقه عنه ، والمراد من موتهما على الحق أنهما ماتا على عداوته من غير ندامة عن ذلك ، والمراد من رحمة الله ، رسول الله صلى الله عليه وآله ، فإنه كان رحمة للعالمين وسيكون خصما لهما ساخطا عليهما منتقما منهما يوم الدين.


احقاق الحق و ازهاق الباطل، تالیف نور الله شوشتری، جلد ۱، صفحه ۶۹-۷۰، چاپ منشورات آیة الله مرعشی نجفی



محبین ابی بکر و عمر برای فضیلت‌تراشی برای خلفای باطل خود راهی جز دست به تقطیع دروغ زدن ندارند و مثل همیشه هم رسوا می‌شوند.

  • ۲۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۲:۳۹
  • خادم المهدی


چرا امیر المومنین علیه السلام فرزند خود را عثمان نام نهادند؟


آیا امیر المومنین علیه السلام اسم فرزند گرامیشان را به علت محبت عثمان یا وحدت با غاصبین عثمان گذاشتند؟


این روزا زیاد می‌بینیم نواصب برای اثبات محبت امیر المومنین به خلفای غاصب شبهه‌ای را مطرح کرده‌اند که امیر المومنین علیه السلام نام فرزند خود به دلیل محبت به عثمان، عثمان گذاشت!


حقیقت چیست؟


بشنوید نظر خود امیر المومنین علیه السلام را:


مرحوم شيخ الفقها ابی الصلاح حلبی روایت کرده است:


و ذکر فيه، عن هبيرة بن ميرم قال: كنّا جلوساً عند علي عليه السلام، فدعا ابنه عثمان، فقال له: يا عثمان، ثم قال: إنّي لم أُسمّه باسم عثمان الشيخ الكافر، إنّما سمّيته باسم عثمان بن مظعون.


هبیرة بن میرم گوید: نزد امیر المومنین علیه السلام نشسته بودم که فرزندش عثمان علیه السلام وارد شد، امیر المومنین به فرزندش فرمود: ای عثمان! سپس گفت: من نام تو را به اسم عثمان پیر کافر نام گذاری نکردم بلکه به اسم عثمان ابن مظعون رحمت الله علیه نام نهادم.


تقریب المعارف، تالیف ابی الصلاح حلبی، صفحه ۲۹۴



هم چنین ابو الفرج اصفهانی از علمای مقبول نزد اهل سنت عمری روایت را با سانسوری بر کلام امیر المومنین در مورد عثمان بن عفان می‌آورد و می‌نویسد:


و عثمان بن علي الذي روی عن علي أنه قال: انّما سمّيته باسم أخي عثمان بن مظعون.


و عثمان بن علی کسی است که از علی (علیه السلام) روایت شده است که درموردش گفت: من نام وی را به اسم برادرم عثمان بن مظعون نام نهادم.


مقاتل الطالبیین، تالیف ابو الفرج اصفهانی، صفحه ۸۹



و این چنین تمام رشته‌های نواصب پلید و تهمت پلیدشان به امیر المومنین علیه السلام پنبه می‌شود!


حال سوال ما از محبین غاصبین این است که چرا امیر المومنین علیه السلام عثمان را با لقب «الشیخ الکافر» خطاب کرده است؟!


  • ۱۹ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۳:۰۶
  • خادم المهدی