محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۱۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است


وظیفه‌ی شاعران و مادحان از زبان مرحوم علامه امینی قدس سره


من أقوال العلامة الأميني (قدس سره): يجب على الشاعر المؤمن أن يتبرأ من أعداء محمد وآله محمد، وإضافة إلى مدائحهم ومراثيهم، فإن دروس التبري أعظم من دروس التولي والمودة.


علامه امینی قدس سره فرمودند: واجب است بر شاعر مؤمن، علاوه بر این‌که مدح اهل بیت علیهم السلام می‌کند و مرثیه می‌خواند، از دشمنان حضرت محمد و آل محمد علیهم السلام تبری جوید؛ چرا که مسئله تبری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام مهم‌تر از مسئله محبت و مودت به اهل بیت علیهم السلام می‌باشد.


ربع قرن مع العلامة الأمیني قدس‌سره، تالیف حاج حسین شاکری (از دوستان و همراهان نزدیک علامه امینی)، صفحه ۲۸۴


  • ۲۹ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۲۱
  • خادم المهدی


ماجرای شگفت انگیز قلاده‌ای از محور آهنین آسیاب که امیرالمومنین علیه السلام بر گردن خالد بن ولید ملعون پیچاند


از عبد الله بن عباس و جابر بن عبد الله روایت شده است:


روزى پيش ابو بكر و عمر حاضر بوديم كه خالد بن وليد آمد، درحالی که میله و محور آهنین آسياب در گردن او پيچيده شده بود و بسيار ناله و شکایت می‌کرد از عملی که علی با او کرده است.


ابو بكر از خالد پرسيد؛ چه اتفاقی افتاده و چرا طوق ضخیم به گردن داری؟ خالد گفت؛ به طائف بودم و در طلب جستجوی افراد بی‌دین. با سپاه خود بودم که در راه برگشت، با على و عمار و مقداد و ابوذر غفارى و ابن العوام و دو جوان ديگر که با علی بودند، مواجه شدم، درحالی که کنار چشمه‌ آبی نشسته بودند.


على جامه رسول الله (صلی الله علیه و آله) به تن داشت و اسب‌هایشان هم آنجا بسته بودند. چون مرا دید عتاب بسيار تند و سختی به من کرد. من به همراه لشگرم از اسب پیاده شدیم و هرچه تواضع و دلجویی از علی کردم سودی نداشت. علی به من گفت: تا کی به شيعه من اذیت می‌کنی؟


غرور جنگاوری مرا گرفت و به اتکاء لشگرم حاضرجوابی و درشتی كردم. به این دلیل، علی بسیار غضبناک شد و چون شير غران به من گفت: تو كه باشى كه نام من در دهان تو بگردد و بد من و مواليان و شیعیانم بگويى؟


من سریعاً من سوار اسب شدم. على هم جهید و مرا از اسب فرو كشيد و به زور به آسياب حارث بن كلده برد و سنگ آسياب را بلند كرد و محور آهنین آسياب از سنگ بیرون كشيد و به گردن من پیچاند و مرا با این قلاده مضحکه مردم گرداند. آن میله آهنين در دست علی مثل خمیر و شمعِ در آفتاب، نرم بود.


لشگر من از ترس هیبت علی و غضب او، چنان هراسان و متواری شدند كه گویا ملک الموت را دیده‌اند. ای ابو بکر، اکنون که نزد تو هستم، از یکصد مرد از شجاعان عرب درخواست کردم که با کمک هم این طوق را از گردن من باز کنند ولی نتوانستند. پس مرا يقين شد كه این عمل علی، از سحر هاشميان هست و مرا جادو کرده.

الی آخر حکایت...


الثاقب فی المناقب، تالیف ابن حمزه طوسی، صفحه ۱۶۶-۱۶۸


  • ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۲۲
  • خادم المهدی


معاویه، فرعون امت


فضل بن شاذان نیشابوری رضوان الله علیه روایت کرده است:


ورويتم عن سفيان بن عيينة عن اسماعيل بن أبى خالد عن مروان بن زحيل قال : سمعت عليّا ـ عليه‌السلام ـ يقول : معاوية فرعون هذه الأمّة وعمر [ وبن ] العاص هامانها.


مروان بن زحيل گفت : از امیر المومنین علیه السلام شنیدم که می‌فرمود: معاويه فرعون اين امت است و عمرو عاص هامان امت‏.


الایضاح، تالیف فضل بن شاذان نیشابوری، صفحه ۸۷



پی نوشت: البته در احادیث رسیده از ناحیه مقدسه اهل بیت علیهم السلام تمام خلفای غاصب فرعون زمان خودشان بودند و برای همین هم در روایات دیگر خلفای غاصب دیگر همانند عثمان و عمر بن خطاب نیز به عنوان فرعون‌های امت توصیف شده‌اند.

  • ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۱۱
  • خادم المهدی