محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

محسنیون ۱۱۰

دفاع از مکتب اهل بیت و رسواسازی مخالفین

آخرین نظرات

۱۴ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است


جشن گرفتن حفصه پس از شنیدن شایعه شکست امیرالمومنین علیه السلام توسط عایشه و مذمت این دو زن ملعون توسط حضرت ام کلثوم سلام الله علیها


مرحوم مقدس اردبیلی رضوان الله تعالی علیه در کتاب شریف حدیقة الشیعة می نویسد:

    

مشهور است که چون حضرت امیرالمومنین علیه السلام متوجه بصره شده در منزلی انتظار جمع شدن لشکر می کشید عایشه در آن وقت نامه ای به حفصه نوشت که علی (علیه السلام) در فلان جا فرود آمده و نه زهره (جرئت) پیش آمدن دارد و نه می تواند که برگردد و این عبارت اوست: ((ان تقدّم نُحِر، و ان تأخر عُقِر))

و چون نامه به حفصه رسید زنان مغنیه را بخواند و مضمون کتاب عایشه را نظم (شعر) کردند و می خواندند و دف می زدند و سرود می گفتند. ام کلثوم (سلام الله علیها) روی پوشیده و به درِ خانه حفصه شد و آن شعرها را بشنیده و روی خود بگشود، حفصه خجل شده، عذرخواهی نموده و شروع به خوش آمد کرد. ام کلثوم (سلام الله علیها) گفت: ظلم تو و عایشه و پدران شما هر دو بر خاندان ما قدیمی است و امروزی نیست، چنانچه تو و عایشه امروز قصد قتل پدر من دارید، پدران شما قصد قتل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داشتند و حق تعالی شر ایشان را کفایت کرده آیه [إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اَللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ اَلْمُؤْمِنِین] (و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید، در حقیقت، خدا خود سرپرست اوست، و جبرئیل و صالح مؤمنان نیز یاور اویند / آیه ۴ سوره تحریم) در آن باره فرستاده.

این بگفت و به خانه خود آمد.


حدیقة الشیعة، جلد ۱، صفحه ۴۴۵ـ۴۴۶



ابن ابی الحدید سنی معتزلی هم همین ماجرا را با سانسوری بر کلام حضرت ام کلثوم سلام الله علیها نقل می کند:


شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، جلد ۱۴، صفحه ۱۳


  • ۲۰ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۰۴
  • خادم المهدی


داستان عجیب و تأثیر گذار شهید شیخ حسن شحاته در زندان مصر


یکی از دوستان نقل می کرد: حدود ۱۲ سال قبل که مرحوم شحاته به ایران آمده بودند، به اتفاق چند نفر به زیارت ایشان رفتیم و ایشان ماجرای گرفتار شدنشان در زندان مصر را برای ما تعریف کردند.

ایشان گفتند: زمانی که من شیعه شدم، پس از مدتی کوتاه و در جشن عید غدیر مرا دستگیر کردند و روانه زندان نمودند. دو سه هفته ای در زندان بودم تا اینکه شب عاشورا فرا رسید، در آن شب به امام زمان علیه السلام توسل پیدا کرده و زیاد  گریستم و با دلی شکسته به امام زمان گفتم: آقا مرا به خاطر یاری دین و نشر مکتب شما، به اینجا آورده اند؛ فرزندانم در خانه منتظر من هستند و از اوضاع من بی خبرند، مولاجان! منت بر سرم بگذارید و مرا از این زندان نجات دهید؛ این ها را گفتم و خوابیدم، در عالم رؤیا دیدم در وسط زندان یک صندلی قرار دادند و امام زمان علیه السلام تشریف آورده و بر روی صندلی نشستند، همین که خواستم به احترام برخیزم و دست حضرت را ببوسم، ناگاه متوجه عقرب سیاهی شدم که بر روی دستم قرار دارد و به من اجازه حرکت نمی دهد، از حضرت کمک خواستم، ایشان اشاره ای فرمودند و عقرب از روی دستم به زمین افتاد و هلاک شد، خواستم برخیزم که عقرب دیگری روی دستم مشاهده کردم، باز از حضرت کمک خواستم و ایشان با اشاره عقرب را به زمین انداختند، مرتبه سوم نیز هنگام برخاستن متوجه عقرب سومی شدم و باز از امام زمان طلب کمک نمودم و حضرت آن را نیز به هلاکت رساندند، بعد از آن برخاستم، به حضرت سلام کرده و دست ایشان را بوسیدم.. ناگهان با صدای مأمور زندان از خواب پریدم، که با پرونده قضایی من در همان نیمه شب به زندان آمده بود و به من گفت: برخیز! قاضی دستور داده فورا آزاد شوی... برخیز! و به برکت عنایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف من از زندان آزاد شدم... بعد از اینکه مرحوم شحاته این ماجرا را برای ما نقل کردند، از ایشان پرسیدیم: به نظر شما تعبیر آن سه عقرب چیست؟ ایشان فرمودند: آن سه عقرب سیاه، سه خلیفه غاصب یعنی ابوبکر، عمر و عثمان لعنهم الله تعالی بودند و از آنجایی که من به تازگی شیعه شده بودم، هنوز در قلبم مقداری تعلق نسبت به آن سه نفر وجود داشت، همین که امام زمان علیه السلام آن سه عقرب را از من دور کردند تعلق خاطرم نسبت به آنان کاملا برطرف شد و الآن در قلب من چیزی جز بغض و عداوت نسبت به آن سه ملعون وجود ندارد..


منبع :  شیعه پلاس


رحمت خدا بر شهید ولایت و برائت

  • ۱۷ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۰۸
  • خادم المهدی


شهادت ثالثه 


اهل سقیفه و حتی بعضی روشنفکرنماهای به ظاهر شیعه ادعا می کنند که شهادت ثالثه از زمان صفویه وارد اذان شده غافل از این که شهادت های سه گانه اذان، در ابتدای آفرینش بوده...


عن سنان بن طریف عن ابی عبدالله الصادق علیه السلام قال قال: انّا اوّل اهل بیت نوّه الله باسمائنا انّه لما خلق الله السماوات والارض امر منادیا فنادی: «اشهد ان لا اله الا الله» ثلاثا؛ «اشهد انّ محمّدا رسول الله» ثلاثا؛ «اشهد انّ علیّا امیرالمؤمنین حقا» ثلاثا.


امالی شیخ صدوق، مجلس ۸۸، حدیث ۴


ترجمه فارسی:


امام صادق علیه السلام فرمود: ما نخستین خاندانی هستیم که خداوند نام ما را بلند آوازه کرده. چون خداوند آسمان ها و زمین را آفرید به منادیی فرمان داد که فریاد کند: «اشهد ان لا اله الا الله» سه بار؛ «اشهد انّ محمّدا رسول الله» سه بار؛ «اشهد انّ علیّا امیرالمؤمنین حقا» سه بار. 



***


تصویر زیر اسکنی از کتاب رحله (سفرنامه) ابن بطوطه قرن هشتم هجری است. او در این کتاب نوشته است که شیعیان احساء و قطیف(در عربستان امروزی) در اذان خود می گفتند "اشهد ان علیاً ولی الله"!


ترجمه متن عربی این صفحه از کتاب سفرنامه :

سپس از عمان به قطیف سفر کردیم. ظاهرا قطیف تصغیر قطف(میوه) است. و آن شهری بزرگ و سرسبز است و نخل های زیادی دارد و طوایف عرب در آن زندگی می کنند و ایشان رافضی و غالی اند و رفض را علنا اظهار می کنند و از احدی باکی ندارند. و مؤذن ایشان در اذان بعد از دو شهادت می گوید: "اشهد ان علیا ولی الله" و بعد از دو حی علی... می گوید:"حی علی خیر العمل" و بعد از آخرین تکبیر اذان می گوید: "محمد و علی خیر بشر من خالفهما فقد کفر"


سفرنامه ابن بطوطه، صفحه ۲۵۰


  • ۱۷ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۴۷
  • خادم المهدی